دلم کاهلگونه شده بود از غلبهٔ خواب. زود برخاستم، از خفتن و از سودای فاسد دست شستم و وضو کردم و به نماز ایستادم و دست به تکبیر آوردم، یعنی پردهٔ کاهلی را از خود برکشم و از سر بیرون اندازم.
نی نی! دست از خود و تدبیر خود بدارم و دست به زاری زنم از خود. و چون دست به تکبیر برآرم، انگشت را به گوش خود برسانم که حلقه در گوش تو ام. و باز انگشتان را به سر برم، که سرم را فدای خاک درگهت کردم.
نی نی! دستهام را پنجه گشاده از زیر خاک غفلت برآرم چون شاخ درخت انجیر که سر از زیر خاک برآرد به فصل بهار، و اللّه اکبر گویم. و آنگاه خود را گویم که در کار جهان چُست میباشی، کارِ اللّه مهمّ تر است. در جمال معشوقان عالم شیدا و دست بر سر داری، عشق حضرت اللّه از آن قویتر است.
سبحانک گفتم، یعنی توییِ تو را ای اللّه هیچ نمیدانم، و سبّوحی و نغزیِ تو را هیچ نمیدانم، از غایت آنکه همه نغزیهای جهان مرا مصوّر میشود و از هنرهایی و صفتهایی که مرا مصوّر میشود. گفت اللّه: این صفاتی که تمام و کمال شماست و توی شماست، وجود ناقص است و من منزّهم از وجود و جمال ناقص، تا بدانی که وجود جمال من کاملتر است و نغزتر است؛ نه چنانکه خیره شوی و مرا خیال و صفت وعدم نام نهادن گیری. آخر خیال و صفت عدم کم از وجود ناقص باشد، پس مرا ناسزاتر نام مینهی و عاشقتر و والهتر نمیباشی بر من.
چون این را شنیدم از اللّه، به رکوع رفتم؛ یعنی هرکه به محبّت اللّه ایستاد و عاشق او بود، پشت او خم باید و روی او بر خاک باید.
حاصل، چون خیال و صفت کم از وجود ناقص است اللّه را بدان صفت نکنم.
باز نظر کنم اللّه را، به هر خیال که تشبیه میکنم بنگرم که شایسته هست مر هست کردن موجودات را؟ چون شایسته نباشد اللّه را بدان صفت نکنم. و هرچه مرا خوش آید از جمال و آواز و مزه همه را نفی کنم، از وی آن کمال و آن خوشی را ثابت دارم که «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ء » .
هرکسی که جمال و مزه و حیات و خوشی یافتهاند از اللّه یافتهاند، چنانکه حوریان و خلقان بهشت و بهشتیان اختصاصی دارند به حضرت اللّه و به مجاورت اللّه، و از آن مجاورت است که چنان حیات میگیرند.
اکنون ای مریدان! هر روز بر جایگاه خویش و در نماز با هم مینشینیم و با هم میباشیم و چنین چیزی میگوییم تا در شما اثری کند و در کار خود گرم باشید، همچنانکه آن مرغ بر آن بیضهٔ خود بنشیند و آن را گرم میدارد و از آن چوزگان بیرون میآرد از برکت آن گرمی و محافظت وی که از آن بیضه دور نمیباشد. باز اگر آن مرغ از آن بیضه برخیزد تا سرد گردد، چیزی بیرون نیاید.
اکنون شما نیز بامداد چون از جای نماز برمیخیزید و در کار دیگر و شغل دیگر مشغول میباشید، این کار سرد میگردد، لاجرم چون چوزگان بیرون نمیآیند. اما چون گرم باشید در کار خود، از این گرمی و مراقبهٔ حال خود ببینید که چه مرغان تسبیح پدید آید.
آخر وقتهای کارها را پدید کردهاند و روز را و شب را ترتیب نهادهاند. خواب را به وقت خواب و بیداری را به وقت بیداری و نماز را به وقت نماز و کسب را به وقت کسب. چون تو اینها را در یکدیگر میزنی، لاجرم مزهٔ تو نمیماند.
کارکنندگانِ ملایکه و ستارگان و باد و ابر، گِل شما را به بیل تقدیر از روی زمین تراشیدند تا شما را چنین غنچههای گُل کردهاند. باش تا دست به دست به کنگرهٔ بهشتتان برسانند تا ببینید که چه رونق میگیرید! آخر چشم شما را که به آثار خود بگشادند چنین عاشق شدیت. باش تا چشم شما را به خود بگشایند آنگاه ببینید تا چگونه میباشید
و اللّه اعلم.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خلاصه متن:
گوينده از خواب و کاهلی بیدار شده و به نماز میپردازد تا خود را از غفلت دور کند. او با تکبیر و زاری به خداوند نزدیک میشود و میداند که عشق به خدا از تمام زیباییها و کمالات دنیا برتر است. او در نماز به عظمت خداوند توجه میکند و میفهمد که تمام زیباییها و خوشیها از ذات او هستند. گوينده از مریدانش میخواهد که در نماز و کارهای خود مداومت داشته باشند و از حال خود مراقبت کنند تا روحشان رو به کمال برود. او به اهمیت زمان و نظم در زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که با توجه به خداوند و انجام کارها در وقت مناسب، میتوانند به رشد معنوی دست یابند.
هوش مصنوعی: حس میکردم که خواب به من غلبه کرده و تنبلیای در وجودم شکل گرفته است. به سرعت از خواب برخاستم و تصمیم گرفتم که از خواب و افکار بیهوده فاصله بگیرم. وضو گرفتم و به نماز ایستادم و با گفتن تکبیر، تلاش کردم تا تنبلی را از خود دور کنم و از آن فراتر بروم.
هوش مصنوعی: ای نازنین! دست از خودخواهی و تدبیر خود بردار و از خود گلهگزاری کن. وقتی که صدای تکبیر میزنم، انگشتانم را به گوش خود میزنم تا بدانی که در گوش تو به وضوح ندا میزنم. و دوباره انگشتانم را به سر میزنم، چرا که جانم را برای خاک درگاه تو فدای میکنم.
هوش مصنوعی: بگذار تا دستهایم را با قدرت از زیر غفلت بیرون آورم، مانند شاخ درخت انجیر که در بهار از زیر خاک سر برمیآورد، و با صدای بلند بگویم "اللّه اکبر". سپس به خودم یادآوری میکنم که در امور دنیا باید فعال و کوشا باشم، اما کار خداوند از همه چیز مهمتر است. در زیبایی معشوقان دنیا شیدا هستم و دست بر سر آنان میکشم، اما عشق خداوند از همه اینها قویتر است.
هوش مصنوعی: من تو را، ای خدا، هیچ نمیشناسم و از زیباییها و کمالات تو نیز هیچ نمیدانم. آنقدر زیباییهای دنیا در ذهنم تجلی مییابد که نمیتوانم به درستی تو را تصور کنم. خداوند فرمود: این صفات و کمالاتی که در شما وجود دارد، ناقص است و من از نقص و کمبود پاک هستم. این بدان معناست که کمال و زیبایی من فراتر و والاتر است. بنابراین، نمیتوانی مرا تنها به خصلتهای خیالی و منفی محدود کنی، زیرا این خیالات و وصفهای منفی کمتر از وجود ناقص هستند. پس مرا از خود دور نکن و عشق و شوق به من را در دل داشته باش.
هوش مصنوعی: زمانی که این را از خدا شنیدم، به رکوع رفتم؛ به این معنا که هر کسی که به عشق خدا ایستاده و عاشق اوست، باید در برابر او خم شود و رویش را بر خاک بگذارد.
هوش مصنوعی: نتیجه این است که من نمیتوانم خداوند را با صفاتی که از اندیشه و ویژگیهای ناقص ناشی میشوند، توصیف کنم.
هوش مصنوعی: به بازنگری در وجود خداوند میپردازم و هر تصوری که از او داشته باشم، بررسی میکنم که آیا شایسته است که او را به ویژگیهای خاصی نسبت دهم؟ اگر مناسب نباشد، به آن صفت او را توصیف نمیکنم. هر چیز زیبایی که از جمال، آواز و طعم لذت میبرم، همه را نفی میکنم، اما در عین حال کسی که به کمال و خوشی او میپردازم، میدانم که هیچ چیزی مانند او نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی، طعم، زندگی و لذت را تجربه کرده، آنها را از خداوند به دست آورده است. درست همانطور که حوریان و موجودات بهشتی به خداوند و نزدیکی به او تعلق دارند، و این نزدیکی منبع حیات و وجود آنهاست.
هوش مصنوعی: ای مریدان! هر روز در محل خود و در حین نماز کنار هم نشسته و با یکدیگر باشید. این کار را انجام میدهیم تا اثر مثبتی بر شما بگذارد و شما را در کارهای خود فعالتر کند. همانطور که یک مرغ بر روی تخمهایش مینشیند و با گرمای خود آنها را حفظ میکند تا جوجهها از آن بیرون بیایند، اگر آن مرغ از تخمها بلند شود و آنها سرد شوند، هیچ چیز بیرون نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: اکنون وقتی شما صبح هنگام از نماز برخاسته و به کارها و شغلهای دیگر مشغول میشوید، احساس سردی و بیتابی میکنید و این باعث میشود که نتوانید خوب تمرکز کنید. اما اگر در کار خود جدی و مصمم باشید، میتوانید احساس گرمی و توجه به حالت خود را تجربه کنید و ببینید که چه نعمتها و برکاتی در زندگیتان ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: در دنیای معاصر، نوعی نظم و زمانبندی برای انجام کارها ایجاد شده است. روز و شب به شکلی مشخص تنظیم شدهاند، به طوری که خواب، بیداری، نماز و کار هر کدام در زمان مخصوص خود انجام میشود. اگر این روالها را به هم بریزیم و زمانها را مخلوط کنیم، در نهایت نمیتوانیم از هر کدام به درستی لذت ببریم.
هوش مصنوعی: کارگران طبیعت، از جمله ملایکه، ستارگان، باد و ابر، با بیل تقدیر، شما را از خاک زمین شکل دادند تا به این زیبایی و طراوت برسید. آماده باشید تا به دستهایی که به سوی بهشت میرسند، وصل شوید و ببینید که چقدر شکوه و زیبایی خواهید یافت! زمانی که چشمانتان به آثار خودتان باز شد، به عشق و زیبایی دچار میشوید. منتظر باشید تا چشمانتان به خودتان گشوده شود و سپس مشاهده کنید که چه حال و روزی خواهید داشت.
هوش مصنوعی: و خداوند بهتر میداند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.