وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتی
گفتم که احیای زمین و آسمان و آن همه تفاوتهای نطفه و مضغه که مبدل میشود و به زندگی میرسد از آن است که اللّه محیی است، یعنی شما را در حیات آگهی داد نه در ممات، تا شما اِحیای او را بدانید. چنانکه کسی خاکها جمع کند و از وی کوشکی سازد، معلوم شود که او از خاک دیگر سرایی و کوشکی دیگر هم تواند ساختن. عجب بنده چون چنین باشد که قدرت او چون در یک صورت معلوم شود در صورتهای دیگر همچنان باشد. پس خداوند بنده را این قدرت چرا نگویی که همه مردگان را او زنده کند و زندگی جاوید دهد.
این درهای هوس را که هر شب در دریای غیب میاندازد و روز بازمیآرد، عجب که ریزههای اجزای شما را جمع نتواند کردن.
این صفحهٔ تیغ روز را او همیجنباند که صد هزار گوهر عقل و دانش در صفحهٔ او لامع است، و این مرده شده را همچون عصای موسی حیات داد تا مُقِرّ باشید که او زنده میکند مرده را، و با خود این قرار ندهید که چون مُردیم رستیم.
کارگاه جهان را که بازکشیدند، رویش بدان سوی است و از آن پردهٔ غیب رنگی چند از این سوی پرده است و صد هزار رنگ و کاروبار و ماهرویان بر آن سوی پرده است.
تو در این چه راحت داری و چه شغل داری؟ اگر شغل داری به رنج داری. آن شغل که با خوشدلیست در آن جهان است. این جهان باغیست و سراییست سهل، زیرا که عام است؛ بِایست تا دوستی ورزی و ثنای این سرای و این باغ بگویی، آنگاه بینی آن باغ دیگر که در پیش است و سروهای خاص آنجاست. چون از ثنا گفتن و دوستی ورزیدن پیشتر آیی، ببینی خوشیهای آن را و عجایبهای آن را .
وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها
آنجا که وهم است خویشتن را کُشتی از غم آنکه داشتِ یکماهه داری، یعنی از ترس بینواییِ موهوم خود را هلاک کردی، و چیزی که آمدنی است غم آن نمیخوری.
تو هر لقمه که میخوری بدان که آن لقمه تو را میخورد و عمر تو را کم میکند، و این زمان که میگذرد چون سیلابیست که تو را میرباید و میگذرد، تو خواهی ساکن باش و خواهی متحرّک باش، خواه گو چنگ در غیشه سر او کوشک زن و خواه گو در خاشاک اقارب زن و خواه گو بر لوح تخت و بخت باش، و خواه گو به زوبعی شنا کن و خواه به کاهلی دست و پا بینداز در آب. مراد، غم خود و روزی زندگانی خود که میطلبی تا به یک لحظه نیست کنی و بیعمر مانی. و این آب عمر تو از دریای غیب میآید و هم به دریای غیب بازمیرود، و همچنان اعراض معانی را از عدم به وجود و از وجود به عدم بیش نمیبینم. و بدان که همه چیزها را بر تختهٔ جهان حساب میکنند، و چون حساب میکنند دانی که بیفایده نمیکنند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان احیای زندگی و مرگ از دیدگاه الهی میپردازد. نویسنده تأکید دارد که خداوند (الله) قدرت زنده کردن مردگان را دارد و باید این قدرت را به جای محدودیتها در زندگیهای روزمره، درک کنیم. او انسان را به دوستی و ثنای خداوند تشویق میکند تا از نعمتهای دنیای دیگر آگاه شود. همچنین، به مفهوم زمان و گذر آن اشاره میکند و میگوید که انسان نباید به غمهای بیاساس بپردازد بلکه باید از زندگی استفاده کند و به سمت حقیقت و زندگی جاویدان برود.
نویسنده میگوید انسان باید از فکر و وهمهای غیرواقعی دوری کند و به این درک برسد که زندگی به سرعت در حال گذر است و هر لحظهای که سپری میشود، به عمر او اضافه نمیکند بلکه آن را کاهش میدهد. در نهایت، او به خواننده یادآوری میکند که همه چیز در این دنیا حساب و کتاب دارد و هیچ چیز بیفایده نیست.
هوش مصنوعی: و او افرادی را که مردهاند زنده میکند.
هوش مصنوعی: به این نکته اشاره شده که زندگی و مرگ، مانند تغییراتی که در نطفه و مضغه اتفاق میافتد، تنها به اراده خداوند است که حیات را به وجود میآورد. خداوند به انسانها آگاهی میدهد تا بتوانند قدرت احیای او را درک کنند. بهطور مثال، اگر کسی بتواند از خاک، بنایی بسازد، این نشان از توانایی اوست که میتواند از همان خاک، بناهای دیگری نیز بسازد. بنابراین، جای تعجب نیست که بگوییم خداوند نیز قادر است همه مردگان را زنده کند و زندگی جاوید به آنها عطا کند.
هوش مصنوعی: این درهای تمایلاتی که هر شب در دنیای نامرئی پرتاب میشود و روز دوباره به جستوجوی آن میآید، عجیب است که نتواند جزییات وجود شما را جمعآوری کند.
هوش مصنوعی: این صفحهٔ روز مانند تیغی است که تحرک دارد و در آن صدها هزار گوهر از عقل و دانش درخشان است. او به این انسان مرده زندگی بخشید، مثل عصای موسی، تا شما یقین کنید که او توانایی زنده کردن مردگان را دارد. نباید تصور کنید که تنها بعد از مرگ به حیات میرسیم.
هوش مصنوعی: وقتی کارگاه جهان را باز کردند، آن سو نمایان است و از سمت دیگر این پرده، چند رنگ از عالم غیب وجود دارد. در مقابل، هزاران رنگ و زیباییهای فراوان در آن سو دیده میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا از تو میپرسند که چه کار راحتی داری و چه شغلی دنبال میکنی؟ اگر شغلی داری، شاید به خاطرش رنج میکشی. شغلی که با رضایت و خوشحالی انجام شود، در دنیای دیگر وجود دارد. این دنیای ما مانند یک باغ و خانهای ساده است، زیرا برای همه قابل دسترسی است. اگر در اینجا دوستی کنی و از زیباییهای این زمین صحبت کنی، سپس میتوانی چشمانداز آن باغی که در دنیای دیگر وجود دارد و ویژگیهای خاصش را ببینی. هنگامی که از خوبیها و دوستیها صحبت کنی، میتوانی از لذتها و شگفتیهای آن دنیا آگاه شوی.
هوش مصنوعی: و یقیناً قیامت نزدیک است و هیچ شکی در آن نیست.
هوش مصنوعی: در جایی که تشکیلات ذهنی و توهم وجود دارد، از غم اینکه ممکن است چیزی را که فقط یک ماه در اختیار داشتی، از دست بدهی، خود را نابود کردی. به عبارتی، از ترس فقر و نیافتن آنچه که به طور واقعی وجود ندارد، خود را به زحمت انداختی، حال آنکه برای چیزی که در آینده به وجود خواهد آمد، نگران نیستی.
هوش مصنوعی: هر لقمهای که میخوری، باید بدانی که آن لقمه تأثیری بر تو دارد و ممکن است عمرت را کوتاه کند. زمان مانند سیلابی است که تو را با خود میبرد و حتی اگر بیحرکت بمانی یا تلاش کنی به جلو بروی، باز هم زمان میگذرد. ممکن است در شرایط مختلف، در تلاش برای به دست آوردن آرامش و روزی خود باشید، اما هیچ چیز نمیتواند جلوی گذر زمان را بگیرد. این عمر تو از منبعی الهی میآید و به سوی آن بازمیگردد. زندگی و تغییرات آن، از عدم به وجود و بالعکس، همیشه در حال حرکت است و مهم است که درک کنیم همه چیز در این جهان حساب و کتاب دارد و بیهدف نمیباشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.