گنجور

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

2013 نوشته:

بابا طاهر در این دو بیتی با غم چه عشق بازی که نکرده است؟
مریزا غم مرحبا غم مرحبا

ناشناس نوشته:

عشقم اون کتابی که بهت دادم ازاون قایم کن!باباطاهرمن

حمید نوشته:

ممکنه لطفا معنای واژه “مهله” رو ذکر کنید؟

س ، م نوشته:

گویا به مرنای مهلت باشد ، حمید خان
غم تو مهلتی ست که من تنها باشم

س ، م نوشته:

تصحیح
نه مانای مهلت باشد ، مهلة

کیوان نوشته:

مهله در زبان لری به معنای نمیگذارد میباشد

روفیا نوشته:

بلی کیوان گرامی
معنای مهله را به درستی بیان کردید،
هرچند مولانا که لر نبود نیز از این واژه استفاده کرده بود :
صلح کن با این پدر عاقی بهل
تا که فرش زر نماید آب و گل
یعنی عاق شدن را بگذار و به عبارت خودمانی بیخیال عاق شدن شو!

گمنام نوشته:

روفیای گرامی،
مصدر هشتن ( هلیدن) را هنوز کرمانیان صرف میکنند
همانند بسیاری فعل های کهن دیگر مانند تمباندن ، خراب کردن ، و تمبیدن خراب شدن و واژه ای زیبا و باب دل
شما و دکتر کیخا “” تو تمب ، تو تم “”از درون تمبیدن ،خراب شدن برای “افسردگی های درون زا” . واین نه تنها در درون آدمیان که درون کاریزهای کهن نیز رخ میدهد،
تو تم میکنند واز آب دادن باز می مانند. باری؛
بهل ! بگذار ( بل )، نملم ( نمی هلم ، نمی گذارم)
و کرمانیان البته لر نیستند
و به گمانم شیخ هم در بیتی منسوب به او:
چو ….اندر شکم پیچد فرو هل !!
که باد اندر شکم باری است بر دل .
ببخشایید نقل کفر هم کفر نیست.

روفیا نوشته:

بسیار خوب!
“توتمب” را خوب آمدید!
چیزی مانند فروپاشی است، نوعی پاشیدن است که با پخش و پلا شدن همراه است و نوعی پاشیدن به درون صورت میگیرد در مورد سازه های استوانه ای مانند کاریز و دیگر سازه های میان تهی!
و این همان فروپاشی است!
راستی مستندی به یاد ماندنی درباره کاریزهای ایران در برنامه آپارات دیدم و چیزی شبیه به توتمبیدن کاریز را به یاد می آورم.
این “بل” که فرمودید در مازندرانی نیز به کار می رود و گاه به معنای let me است “بل بورم” یعنی let me go،
بگذار تا بروم!
ولی “بل اونجه” یعنی put there،
بگذار آنجا!
درست مانند “گذاشتن” پارسی که هر دو معنای put و let را می تواند داشته باشد.

گمنام نوشته:

بسیار خوب!
هشتن را کرمانیان نیز به هر دو مانا به کار می برند

یادش گرامی که می خواند:
” فاتلو بل بمیرم
به غم تو اسیرم و…… ”
ودریغا مرد بی اجازه فاتلو ( فاطمه)
کشتندش ، دژخیمان ، جوان بود ، بی گناه و فاتلو داغدار ، سیه پوش.

نادر.. نوشته:

مرحبا غم..
بغل گیرم به شبها زانوی غم
فشارد گردنم را بازوی غم
به صحرای دل ناشادم ای دوست
سراسر موج خون از جادوی غم!
***
دریغ از وصل مو آزرم داری
ز صحبت با محِبت شرم داری
بنالم تا سحر باشد که بینم
نگاهی از محَبت گرم داری
***
اگر دردیست بی درمان، غم یار
رهِ وصلیست بی هجران، غم یار
خوشا بلبل به خون از خنجر خار
کلید گنج بی پایان، غم یار..

کانال رسمی گنجور در تلگرام