ای عادلی که دیده رعایای این دیار
عدل تو را معاینه، عفو تو را عیان
دی بودم، آرمیده ز غوغای مرد و زن
کآمد یکی به حجرهٔ داعی ز راعیان
کامروز گاوی از رمه رم کرده سوی شهر
آمد مگر ندیده رعایت زراعیان
گویی به ره ز مزرعهای خورده خوشهای
وین قصه را رسانده به گوش تو ساعیان
از عدل و عفو تا چه پسند آیدت کنون
غفلت راعیان و شفاعت ز داعیان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک حاکم عادل میپردازد که رعایای دیار او از عدالت و عفو او بهرهمند هستند. راوی در ابتدای شعر احساس آرامش و دوری از غوغا و درگیریهای روزمره را بیان میکند. سپس، داستانی از یک گاو که از گلهاش جدا شده و به شهر میرود، روایت میشود. این گاو به نوعی به وضعیت رعایای کشاورز اشاره دارد که در پی مشکلات خود هستند. سوال اصلی اینجاست که از عدالت و عفو حاکم چه برداشت و نظری وجود دارد و بر غفلت رعایای کشاورز و نقش شفاعتگران تأکید میشود.
هوش مصنوعی: ای شخصی که رعیت این سرزمین، عدالت تو را به چشم خود میبینند و بخشش تو را به روشنی احساس میکنند.
هوش مصنوعی: در دیروز، در آرامش و دور از هیاهوی مردان و زنان بودم که ناگهان یکی از پاسداران دین بر سرم آمد.
هوش مصنوعی: گاو سرگردانی از دستهاش دور شده و به سمت شهر میآید، اما توجهی به زحمت و تلاش کشاورزان ندارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از یک مزرعه خوشهای را برداشت کردهاند و این داستان به گوش تو رسیده است، مانند اینکه خبر به دست ساعیان و رهگذران رسیده باشد.
هوش مصنوعی: هر تصمیمی که درباره انصاف و بخشش بگیری، اکنون غفلت سرپرستان و حمایت خواهان را در نظر بگیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.