چو از مسکن خویش دل را بتافت
به بدرود کردن به گل شه شتافت
به گل شه سبک مادر تیز مهر
چنین گفت برخیز ایا خوب چهر
مر آن خسته دل را تو بدرود کن
بخوی خودش زود خوشنود کن
سراسیمه گلشاه دل گشته ریش
خروشان بیامد بر یار خویش
زخیمه تن خویش بیرون فگند
پراشید بر سرو مشکین کمند
بدو نرگس از درد گسترد نم
بسرو سهی اندر آورد خم
ز پیشش بلغتید بر تیره خاک
بمالید بر خاک رخسار پاک
به فندق همی کند از ماه مشک
می افگند آن سرو بر خاک خشک
همی گفت فریاد ازین تیره بخت
کی افگند بر جان من بند سخت
ز هجران بر آتش فگند این تنم
ندانم چه خواهد همی زین دلم
بزاری سوی آسمان کرد سر
همی گفت ای داور دادگر
تو دانی که بی صبر و بی طاقتم
توده سیدی زین بلا راحتم
گرفت آن سهی سرو را در کنار
ببوسید رخسار آن نوبهار
به گل شه چنین گفت بدرود باش
ازین خستهٔ دل تو خشنود باش
همی بایدم زار زایدر شدن
ندانم که چون باشدم آمدن
همی گفت از غم شده های های
همی راند بیجاده بر کهربای
یکی خانم آورد و یکی زره
نگین پرنگار و زره پر گره
به گل شاه داد از پی یادگار
نشست از بر بارهٔ راهوار
همی شد بره ورقه زاری کنان
خروشید گلشاه گیسو کنان
چو یک چند باره بپیمود دشت
جگر خسته گلشاه از او بازگشت
بره در شده بارگی پوی پوی
برو ورقه نالنده و موی موی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، گلشاه با ناراحتی به خداحافظی از یار خود میپردازد. او از خانه خود خارج میشود و به یار خود میگوید که باید به او خداحافظی کند و او را خوشنود کند. گلشاه به شدت متأثر و نگران است و احساس درد و ناامیدی را تجربه میکند. او به آسمان دعا میکند و از خدای دادگر میخواهد که او را از این شرایط سخت نجات دهد. گلشاه در لحظهای احساسی، یار خود را در آغوش میگیرد و از او خداحافظی میکند و احساساتش را به تصویر میکشد. در نهایت، او در حالیکه هنوز به شدت متاثر و زار است، به راه خود ادامه میدهد. متن به صورت شاعرانه و با تصاویری گویا از احساسات عمیق جدایی و اندوه نوشته شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که دل از خانهاش بیرون میرود و قصد وداع دارد، به سمت گلستان میرود.
هوش مصنوعی: گل زیبای بهاری، با نرمی و محبت، به مادرش گفت: «بپاخیز، ای چهره نیکو!»
هوش مصنوعی: مرد دلشکسته را با مهربانی وداع کن و به او بگو که زود خوشحال شود.
هوش مصنوعی: دل عاشق به شدت مضطرب و نگران است و با هیجان و شور و حال به سمت معشوق خود میشتابد.
هوش مصنوعی: پوشش و لباس خود را به دور بینداز و آن را بر موهای سیاهش بپاش.
هوش مصنوعی: نرگس به خاطر دردش، خود را به درخت سرو آویزان کرده و خمیده است.
هوش مصنوعی: از پیش او به زمین افتادم و بر خاک صورت پاکش مالیدم.
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا مانند فندق، با زیبایی و دلربایی خود، دانهای از عطر و لطافت را به خاک خشک میپاشد.
هوش مصنوعی: او میگفت که از این بخت ناخوش و تیره نمیدانم چه کسی این چنگال سخت را بر جان من میزند.
هوش مصنوعی: از دوری محبوب، تنم در آتش است و نمیدانم دل تا چه زمانی چنین خواهد بود.
هوش مصنوعی: شخصی سرش را به سمت آسمان بلند کرد و با صدای بلند گفت: ای خدایی که عدالت را برقرار میکنی، به کمک من بیایید.
هوش مصنوعی: تو میدانی که من چقدر بیصبر و دلتنگ هستم، و از این مشکل خسته شدهام.
هوش مصنوعی: آن سهی سرو را در آغوش گرفت و صورت آن نوبهار را بوسید.
هوش مصنوعی: به گل گفت: خداحافظ، امیدوارم از این دل شکسته و خستهام راضی باشی.
هوش مصنوعی: باید به حال خودم زاری کنم، زیرا نمیدانم چگونه به وجود آمدهام و به زندگی آمدم.
هوش مصنوعی: او از شدت اندوه به شدت ناله میکرد و در جستجوی راهی بود که بر روی سنگی شفاف و درخشان حرکت کند.
هوش مصنوعی: یک خانم آمد و زرهای با نگینهای زیبا و تزئینات فراوان بر تن داشت.
هوش مصنوعی: شاه برای یادگاری از گل داد، و کنار و بارهٔ راه تر که نشسته است.
هوش مصنوعی: چوپانی در حال رفتن به مرتع، به آرامی و با صدای دلنشین فریاد میزند. گلشاه با موهای زیبایش، به آرامی و با شادی به او پاسخ میدهد و همه چیز را زیبا و دلپذیر میسازد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه گلشاه مدتی را در دشت سپری کرد و با دلسختی و رنج راه را پیمود، بلاخره به نقطهای رسید که دوباره به عقب برگشت.
هوش مصنوعی: برهای که در حال راه رفتن است، صداهایی از خود خارج میکند و به نرمی ناله میکند. در اینجا به حالت و حرکات نرم و ملایم او اشاره شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.