در صنعت رستگاری
هست بی شک رستگاری در سه چیز
با تو گویم یادگیرش ای عزیز
زان یکی ترسیدنست از ذوالجلال
دوم آمد جستن قوت حلال
سیومین رفتن بود بر راه راست
رستگارست آنکه این خصلت رواست
گر تواضع پیشه گیری ای جوان
دوست دارندت همه خلق جهان
سر مکن در پیش دنیا دار پست
ور کنی بی شک رود دینت ز دست
بهر زر مستای دنیادار را
تا چه خواهی کرد این مردار را
مردگانند اغنیای روزگار
ای پسر با مردگان صحبت مدار
مال و زر بی حد بدست آورده گیر
بعد از آن در کور حسرت برده گیر



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.