رفت سوی آسیائی بوسعید
آسیا را دید در گشتن مزید
ساعتی استاد آخر بازگشت
با گروه خویش صاحب راز گشت
گفت هست این آسیا استاد نیک
چشم نامحرم نمیبیند ولیک
زانکه با من گفت این ساعت نهان
کاین زمان صوفی منم اندر جهان
در تصوف گر تو رنجی میبری
من بسم پیر تو در صوفیگری
روز و شب در خود کنم دایم سفر
پای بر جایم ولیکن در گذر
گرچه میجنبم نمیجنبم ز جای
میروم از پا بسر از سر بپای
میستانم بس درشت از هر کسی
میدهم بس نرم و میگردم بسی
گر همه عالم شود زیر و زبر
نیست جز سرگشتگی کارم دگر
لاجرم پیوسته در کار آمدم
کار را همواره هموار آمدم
همچو من شو گر تو هستی مرد کار
ورنه بنشین چون نداری دردکار
کار او پیوسته اندر جان نشست
یک نفس بی کار مینتوان نشست
او چو میداند که کار از بهر اوست
گر برای او بخون گردم نکوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شخصی به نام بوسعید به سوی آسیا رفت و در جستوجوی حقیقت به تماشا نشسته بود. بعد از مدتی به گروه خود بازگشت و به آنها گفت که آسیا استادی نیک دارد که نامحرم نمیتواند او را ببیند. او به آنها گفت که در واقع صوفیای در این جهان است و در تصوف، اگر رنجی میکشد به خاطر عشق به پیرش است. او روز و شب در دل خود سفر میکند، اگرچه در ظاهر یکجا ایستاده است. کار او اصلیترین موضوع زندگیاش است و بیکار نمیتواند بنشیند. او از اینکه کار در جهت او و برای اوست، راضی و خرسند است و اگر لازم باشد برای رسیدن به هدفش، آماده است هر سختی را تحمل کند. در نهایت، او دعوت به کار و تلاش میکند و میگوید که اگر کسی مرد کار نیست، باید به صبر نشستن راضی باشد.
هوش مصنوعی: بوسعید به سمت آسیایی رفت و در این سفر، آسیا را مشاهده کرد و از گشت و گذار در آن لذت برد.
هوش مصنوعی: مدتی بعد، استاد همراه با گروه خودش که رازها را درک کرده بودند، بازگشت.
هوش مصنوعی: میگوید که این آسیاب در واقع یک استاد بزرگ است که نمیتواند نامحرمان را ببیند، اما درست است که وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه با من گفت این وقت نهان، اکنون من در این دنیا صوفی هستم.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عرفان و تصوف دچار سختی و زحمت میشوی، من به خاطر تجربیات و راهنماییهای پیر و استاد تو در این راه، سعی میکنم به تو کمک کنم.
هوش مصنوعی: من همیشه در سفر هستم و به مکانهای جدید میروم، اما در عین حال در جایی که هستم، ثابت و پابرجا هستم.
هوش مصنوعی: هرچند که من به ظاهر تحرک دارم و در حال حرکت هستم، اما در واقع از جایی که هستم جدا نمیشوم و تغییر مکان نمیدهم. من از پا به سر میروم، اما هنوز در همان جای خودم باقیام.
هوش مصنوعی: من از هر کسی با شدت و سختی رفتار میکنم، اما خودم به آرامی و ملاطفت با دیگران برخورد میکنم و همیشه در حال تغییر و تحول هستم.
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا هم به هم بریزد، باز تنها چیزی که برای من باقی میماند سردرگمی و گیجی است.
هوش مصنوعی: بنابراین همیشه در تلاش بودهام و همواره سعی کردهام که امور را آسان کنم.
هوش مصنوعی: اگر تو هم مثل من مرد کار هستی، به فعالیت بپرداز؛ وگرنه اگر توانایی ندارید، بهتر است نشسته و بیکار بمانی.
هوش مصنوعی: کار او همیشه در دل و جان آدمی نفوذ دارد. نمیتوان یک لحظه بیکار نشست و از آن غافل شد.
هوش مصنوعی: او وقتی میداند که همه چیز برای اوست، آیا خوب نیست که برای او جانم را فدای خون کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.