|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به بیخبر بودن از دل و جان خود اشاره میکند و از ستمی که بر جان او رفته، به فغان آمده است. او میگوید که چون وضعیت جهان برای او چه باشد و چه نباشد، تفاوتی ندارد، بنابراین از خود میپرسد که هدف حضورش در این جهان چیست.
هوش مصنوعی: من از دل بیخبر به اوج جان رسیدهام و از جان ستمکشیدهام به حالتی نگران و فریادکننده درآمدهام.
هوش مصنوعی: چون زندگی و پیشامدهای دنیا برای من و بدون من هیچ تفاوتی ندارند، پس من چرا به این دنیا آمدهام و هدفم چیست؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمع آمد و گفت: جان فشان آمدهام
کز کشتن و سوختن به جان آمدهام
آتش به زبان از آن برآرم هر شب
کز آتشِ تیزتر زبان آمدهام
از شوق تو شاها به جهان آمده ام
و ز خاک درت بر آسمان آمده ام
صد کوه ز اخلاص تو بر دل چه عجب
بر خاک درت اگر گران آمده ام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.