گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

دستور و شهنشه از جهان رایت خوش

بردند و مصیبتی نیامد زین بیش

بس دل‌ که شدی ز مرگ شاهنشه ریش

گر کشتن دستور نبودی از پیش

عطار

خون شد همه جانها و جگرها همه ریش

و آگاه نگشت هیچ کس از کم و بیش

خوش خوش بشنو حدیث خویش ای درویش

از پس منشین که کار داری در پیش

کمال‌الدین اسماعیل

زین پس نکنم شکایت این دل ریش

کز دیده فتاد غصۀ من کم و بیش

این عشق بتنگنای دل راه نبرد

تا دیده نداشت روشنایی در پیش

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال‌الدین اسماعیل
شیخ بهایی

نور از آن خوردن نشد افزون و بیش

بل همان نور است کان بوده است پیش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه