گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سید حسن غزنوی

یک وعده که نیم عشوه بد یار نداد

در گلشن وصل خود مرا خار نداد

بر تخت دلم به پادشاهی بنشست

پس مردمک چشم مرا بار نداد

کمال‌الدین اسماعیل

ایّام جز از عشوۀ بسیار نداد

در دست کسی یک گل بی خار نداد

چون آخر کار جان بخواهد ستدن

پس هر چه زمانه داد انگار نداد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه