گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوالفرج رونی

گه نیک به گفتار برافروخت مرا

گه سخت به کردار جگر سوخت مرا

چون بستن گفتار بیاموخت مرا

بر تخته عشق کرد و بفروخت مرا

خاقانی

ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا

چون شمع به بزم درد افروخت مرا

من گریه و سوز دل نمی‌دانستم

استاد تغافل تو آموخت مرا

عطار

تا آتشِ عشقِ او برافروخت مرا

در اشک چو شمع غرقه میسوخت مرا

عمری میگفت رخ به تو بنمایم

چون رخ بنمود دیده بر دوخت مرا

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه