گنجور

 
 
عطار

زان بگرفته است لشکری پیش و پسم

تا یک نفسی به خویشتن در نرسم

از پرده برون میفکند هر نفسم

تا من بندانم که کیم یا چه کسم

ظهیری سمرقندی

اذا رایت نیوب اللیث بارزه

فلا تظنن ان اللیث مبتسم

هم بگذرد این عنا و رنج و هوسم

روزی به مکافات تو آخر برسم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ظهیری سمرقندی
اوحدالدین کرمانی

بگذر زمکان و کون عالم به طلسم

وز هستی لامکان تصوّر کن قسم

چون می شاید گذشتن از جوهر و جسم

قانع مشو از معرفت ذات به اسم

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
اهلی شیرازی

فریاد که مردم و نگویی چه کسم

فریاد که جز تو نیست فریاد رسم

دلتنگم از آن نمیزنم پیش تو دم

کز تنگدلی برون نیاید نفسم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه