گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شمارهٔ ۵۸ به خوانش فاطمه زندی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
سنایی

هر چند بلای عشق دشمن کامیست

از عشق به هر بلا رسیدن خامی‌ست

مندیش به عالم و به کام خود زی

معشوقه و عشق را هنر بدنامی‌ست

مجد همگر

چون دوستی تو اصل دشمن کامی ست

این سوختن من از فراقت خامی ست

وامید من آبستن بس نومیدی ست

نامم ز تو آلوده صد بدنامی ست

ابن یمین

پیوسته نشان عاشقان بد نامیست

کام دل این شیفتگان ناکامیست

گر سوختگانرا طمع وصل تو خاست

چون در نگری بنای آن بر خامیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه