زو یکی پرسید کای صاحب قبول
تو چه میگویی ز یاران رسول
گفت من از حق نمیآیم به سر
کی توانم داد از یاران خبر
گرنه در حق جان و دل گم دارمی
یک نفس پروای مردم دارمی
آن نه من بودم که در سجده گهی
خار در چشمم شکست اندر رهی
بر زمین خونم روان شد از بصر
من ز خون خویش بودم بیخبر
آنک او را این چنین دردی بود
کی دل کار زن و مردی بود
چون نبودم تا که بودم خودشناس
دیگری را کی شناسم در قیاس
تو درین ره نه خدا و نه رسول
دست کوته کن ازین رد و قبول
تو کفی خاکی درین ره خاک شو
از تبرا و تولا پاک شو
چون کفی خاکی سخن از خاک گوی
جمله را تو پاک دان و پاک گوی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، رابعه به پرسش دربارهٔ یاران پیامبر پاسخ میدهد و تأکید میکند که او از حق و حقیقت فراتر رفته است و نمیتواند از دیگران خبر بدهد. او از سختیها و رنجهایی که در مسیر حقیقت متحمل شده، سخن میگوید و بیان میکند که در جستجوی خداوند و درک خود، نمیتواند به قضاوت دربارهٔ دیگران بپردازد. از این رو، او توصیه میکند که دیگران نیز باید از قضاوت و تعصب دست بردارند و به سادگی و پاکی روح بپردازند. در نهایت، به لزوم شناخت خود و پاکی در گفتار و عمل تأکید دارد.
هوش مصنوعی: از کسی پرسیدند، ای شخص صاحبفهم و مقام، دربارهٔ یاران پیامبر چه نظری داری؟
هوش مصنوعی: رابعه میگوید که او از حق و حقیقت دور نمیشود و نمیتواند از یاران پیامبر اطلاعاتی بدهد.
هوش مصنوعی: اگر در حقیقت جان و دل خود را گم نکنم، همواره نگران و مراقب احساسات مردم هستم و به آن اهمیت میدهم.
هوش مصنوعی: خود را به خاطر دلتنگیهایی که تحمل کردم، متهم نمیکنم؛ زیرا در لحظاتی که در حال سجده بودم، در راه مشکلات و سختیها، خاری به چشمم رفته بود که باعث رنجش من شد.
هوش مصنوعی: چشمم به دلیل غم و اندوهی که داشتم پر از اشک شد و این اشکها مانند خون بر زمین ریخت. در حالی که من خودم از این غم و رنجی که داشتم بیخبر بودم.
هوش مصنوعی: او را دردی شدید و غیرقابل تحمل بود که مربوط به دل و عشق مردان و زنان بود.
هوش مصنوعی: وقتی من در این دنیا نبودم و آگاه به خود نبودم، چگونه میتوانم دیگری را بشناسم و او را با خودم مقایسه کنم؟
هوش مصنوعی: او در این راه، نه خداست و نه رسول، بنابراین باید دست خود را از حق و باطل کوتاه کند و از وابستگی به پذیرش و رد افراد خودداری نماید.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به آدمی میگوید که تو تنها یک موجود خاکی هستی، پس در این راه به خاک و مادیات وابسته شو و از دوستی و دشمنیهای دنیا و تعصبات پاک باش.
هوش مصنوعی: چون تو مثل ذرهای از خاک هستی، باید از صحبت دربارهٔ خاک بپرهدی و فقط حرفهای پاک و درست بزنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.