گنجور

حکایت صعوه

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » حکایت صعوه
 

صعوه آمد دل ضعیف و تن نزار

پای تا سر همچو آتش بی‌قرار

گفت من حیران و فرتوت آمدم

بی‌دل و بی‌قوت و قوت آمدم

همچو موسی بازو و زوریم نیست

وز ضعیفی قوت موریم نیست

من نه پر دارم نه پا نه هیچ نیز

کی رسم در گرد سیمرغ عزیز

پیش او این مرغ عاجز کی رسد

صعوه در سیمرغ هرگز کی رسد

در جهان او را طلب کاران بسیست

وصل او کی لایق چون من کسیست

در وصال او چو نتوانم رسید

بر محالی راه نتوانم برید

گر نهم رویی به سوی درگهش

یا بمیرم یا بسوزم در رهش

چون نیم من مرد او، این جایگاه

یوسف خود باز می‌جویم ز چاه

یوسفی گم کرده‌ام در چاهسار

بازیابم آخرش در روزگار

گر بیابم یوسف خود را ز چاه

بر پرم با او من از ماهی به ماه

هدهدش گفت ای ز شنگی و خوشی

کرده در افتادگی صد سرکشی

جمله سالوسی تو من این کی خرم

نیست این سالوسی تو درخورم

پای در ره نه، مزن دم، لب بدوز

گر بسوزند این همه تو هم بسوز

گر تو یعقوبی به معنی فی‌المثل

یوسفت ندهند کمتر کن حیل

می‌فروزد آتش غیرت مدام

عشق یوسف هست بر عالم حرام

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تازه‌های گنجور » بایگانی وبلاگ » منطق‌الطیر به روایت گروه چامه‌خوان نوشته:

[…] آغاز کتاب: مجمع مرغان حکایت سیمرغ حکایت بلبل حکایت طوطی حکایت طاووس حکایت بط داستان کبک داستان همای حکایت باز حکایت بوتیمار حکایت کوف حکایت صعوه […]

مهران نوشته:

آیا «یوسف» در این شعر استعاره از چیز دیگری است؟ این که صعوه میگوید «یوسفی گم کرده ام در چاهسار» مقصودش از یوسف چیست؟ و اینکه هدهد جواب میدهد «گر تو یعقوبی به معنی فی المثل — یوسفت ندهند کمتر کن حیل» چه معنیی دارد؟

کانال رسمی گنجور در تلگرام