گنجور

فی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » فی‌فضائل خلفا
 

خواجهٔ حق پیشوای راستین

کوه حلم و باب علم و قطب دین

ساقی کوثر، امام رهنمای

ابن عم مصطفا، شیرخدای

مرتضای مجتبا، جفت بتول

خواجهٔ معصوم، داماد رسول

در بیان رهنمونی آمده

صاحب اسرار سلونی آمده

مقتدا بی‌شک به استحقاق اوست

مفتی مطلق علی الاطلاق اوست

چون علی از غیبهای حق یکیست

عقل را در بینش او کی شکیست

هم ز اقضیکم علی جان آگه است

هم علی ممسوس فی ذات الله است

از دم عیسی کسی گر زنده خاست

او بدم دست بریده کرد راست

گشته اندر کعبه آن صاحب قبول

بت شکن بر پشتی دوش رسول

در ضمیرش بود مکنونات غیب

زان برآوردی ید بیضا ز جیب

گر ید بیضا نبودیش آشکار

کی گرفتی ذوالفقار آنجا قرار

گاه در جوش آمدی از کار خویش

گه فرو گفتی به چه اسرار خویش

در همه آفاق هم دم می‌نیافت

در درون می‌گشت و محرم می‌نیافت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

در غدیر حضرت علی(ع) جانشین پیغمبر شد ولی چرا بعضی ها این حق را از او دریغ داشتند

ترکمن نوشته:

با سلام شما دوست گرامی اهل تشیع:
اولا که عقل شماها را از دوران کودکی ودر مهد کودک متاسفانه با اراجیف پر می کنند واثار ان تا در دوران بلوغ فکری تان نیز باقی می ماند.
ثانیا: در جواب جنابعالی اگر قرار بود چنین چیزی در روز غدیر باشد در ان جمع فقط مسلمانان سفر حج آنجا بودند وعمده مسلمانان در مدینه بودند واگر قرار بود همچنین چیزی باشد همان برنامه را در مدینه نیز تکرار می شد که نشده واین داستان رویایی در حد مبالغه و کاملا ابتر باقی مانده است یعنی اگر چنینی چیزی ان قدر مهم بود می بایست در جمع کل مسلمانان شهر مدینه می گفت نه در بیابان واین داستان صغری کبری تا حدی بدون پایان بوده و نویسنده این فیلمنامه تا حدی آلزایمر مذهبی و تاریخی داشته است.
ثالثا: در مورد جانشینی کلمه (خلیفه) را می اورد که خداوند انسان را خلیفه الله روی زمین در قران(سوره بقره) می اوردتا مشخص می شد وحجت نیز بر مردم عرب ان موقع تمام می شد .شما هم برادر گرامی اگر عرب می بودی خوب متوجه می شدی فرق معنی ولی را با خلیفه.
رابعا: این تصمیم مردم عرب ان موقع بوده وهیچ ارتباطی به من وشما ندارد ودر این میان نه شیعه و نه سنی گناهکار است واقتضای ان زمان بوده وهر ملتی مسئول وپاسخگوی زمان خودش است نه در زمانهای بسیار دور و ۱۴۰۰ سال قبل خودش.
خامسا:
در حکومت جمهوری اسلامی نیز برخلاف انتظارات بعضی از مردم که می بایست احمد خمینی رهبر می شد نه خامنه ای ولی اقتضای زمان جنگ وخبرگان رهبری بحث انتخاب اصلح مطرح بوده و خامنه ای به عنوان رهبر انتخاب شد.
برادر گرامی اگر محقق هستی و دلیل بیشتر میخواهی بدانی به شبکه وصال در ماهواره هاتبرد به سخنرانی های جناب ملازاده گوش فرا بده تا بسیاری از حقایق برای شما عیان شود.
(موفق باشید برادر گرامی اهل تشیع)

امة واحدة نوشته:

با سلام،
دوست ترکمن!! توهین به هیچ وجه پذیرفته نیست مخصوصا در شرایطی که حرفی مخالف با عقیده خود میشنویم.
“فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا”

شیرازی نوشته:

به نظر من نه تنها توهینی نشده بلکه ایشان حرف حق زدند.

اونهایی که شیعه هستند و به این بحث و جدل ها اعتقاد دارند اگر در یک خانواده مشرک بدنیا می آمدند حتما الان هم مشرک بودند . مشرک سرسخت
ّ

سعید نوشته:

سلام

دوستان اهل سنت که با امامت امیر مومنان علی (ع) مخالفند متاسفانه حتی درمورد بزرگان مذهب خودشون بی اطلاع اند
امیدوارم روزی برسه که هیچ کدوم از ما از روی احساسات و یا کینه حرف نزنیم
و به تحقیقات و مطالعاتمون تکیه کنیم
تا نظر بزرگان هر دو مذهب را دو مورد قدیر خم بدونیم
دوستان من توهین به مسلمان چه سنی و چه شیعه چیزی نیست که پیغمبر(ص) از ما انتظار دارند
پس شبکه های توهین آمیز رو خاموش کنید و خودتون مطالعه کنید
من بسیاری از اهل سنت رو میشناسم که به حقانیت علی (ع) ایمان دارند و بسیاری از شیعیان رو میشناسم که برای حضرات شافعی و حنبل و حنفیه و مالکی و … احترام زیادی قاعل اند از جمله شخص خودم

دوستانه بحث کنید تا به نتیجه برسید

در پناه حق

از ذکر نام خود می ترسم! نوشته:

دلیل اصلی اینکه بحث دین بین موافقان و مخالفان به توهین کشیده می شود، خطوط قرمزی است که از سوی دوطرف کشیده شده و اجازه نفوذ هیچ سخن مخالفی را نمی دهد، بخصوص از جانب موافقین دین و مذهب که جامعه را نیز همسوی خود می بینند و می دانند کسانی مثل من که دقیقا” طبق سلیقه موروثی آن ها در دین صحبت نمی کنند حتی جرات ذکر نام خود را هم ندارند. پس اگر شرایطی بود که بنا به گفته دوست گرامی آقای سعید جای بحث و گفتگو و باز شدن ماهیت دین و مذهب به دور از تعصب بود، بسیاری مشکلات موجود درجامعه کنونی شاید برطرف می شد و ملاک خوب بودن، از مومن بودن یا کافربودن ، به انسان بودن که ملاکی دقیق و خدشه ناپذیر است تغییر می یافت

من هم از ذکر نامم میترسم نوشته:

آقائی که از ذکر نامت میترسی
من بدلیل کوچک بودنم نسبت به این بحث،از ذکر نامم میترسم.ولی جنابعالی ظاهرا بس که خودت را بزرگ فرض کردی (انگار کسی ممکن است به خودش زحمت بدهد که پی چون توئی بیاید) از ذکر نام معذورید.داستان گنجشککی که بر شاخه درخت گردو نشسته بود و به درخت میگفت میشکنی یا بشکنمت!!! برایم تداعی شد.بقول بعضی ها این هم نام ما، اند انسانشناسی و اند دین شناسی و لابد هرچه شناسیست.افاضه بفرمائید خلایق خوشحال و خندان خواهند شد.

سید محمود عامرزاده نوشته:

ترسوی دوم جان: داشتم نوشته ترسوی اول رو میخوندم و فکر میکردم چه خوبه یکی که علمش رو داره بیاد با اینا بحث کنه و هدایتشون کنه ، که با خوندن نوشته تو، تویی که خودت هم اعتراف کردی کوچکتر از این حرفایی کلی تو ذوقم خورد. خداییش امثال تو آبروی هرچی مسلمونه می برن. بیخود نیست که میگن یک دشمن دانا به از صد دوست نادان.

ترسوی دوم نوشته:

دوست گرامی جناب آقای عامرزاده
با سلام و احترام و با پوزش از احساس بدی که در شما موجب شدم. واما:
دوست عزیز مگر شما در نوشته آقا/خانم ترسوی اول چیزی از نوع منطق و استدلال مشاهده کردید که انتظار پاسخ منطقی و حکیمانه از ترسوی دوم و سوم و… داشته باشید.؟در این مورد، ادعا را به ادعا ،منطق را به منطق باید پاسخ گفت زیرا آنکه برای دانستن می آید به گونه دیگر است .وانگهی معترف به کوچکی را که کوچک نمیکنند. اللهم نور قلوبنا

حسنی نوشته:

با سلام به هموطنان
بطور اتقافی در بخش حاشیه ها، نظرم جلب این موضوع شد. مشکل مملکت و مدهب ما افراد تندرویی مثل جناب ترکمن و جناب ترسوی دوم هستند که وقتی جا برای استدلال هست، به توهین و تحقیر سایر عقاید متوسل می شوند. از این که موافقان دین افرادی مثل حناب ترسوی دوم هستند می توان پی به گرایش جوانان این مملکت به بی دینی برد. خدا همه را به راه راست هدایت کند.

نگین نوشته:

یکى یهود و مسلمان نزاع مى کردند
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
درست نیست خدایا یهود می‌رانم

یهود گفت به تورات مى خورم سوگند
وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم

ف - افضلی نوشته:

جناب ترسوی دوم
اگر ترسوی اول اعتراف به قتل می کرد، کسی در تعقیب او نمی رفت؟ حایی که سخن خلاف دین، ارتداد محسوب می شود و حکم اعدام، یعنی عقوبتی مثل عقوبت ارتکاب قتل عمد دارد، چرا امثال متعصبان کور دلی مثل شما بجای پاسخ منطقی و در شان اسلام ، به خود زحمت ندهند و دنبال آن ها نروند؟ ار اینکه همدینی مثل شما دارم متاسفم. دین اسلام دین رحمت است و امثال شما آن را به جوانان ما بگونه ای معرفی می کنید که از دین برگشته اند

ف-ش نوشته:

بدیهیست کسیکه دربین شیعیان متولد وپرورش یابد قاعدتا اهل تشیع میشود واگرهمو بین اهل تسنن متولد وپرورش یا فته بود اهل سنت میشد و همچنین اگر کسی بین مسیحیان تربیت شود مسیحی و بین یهود یهودی ویا بین بودائیان بودائی میشود و… (وهم ممکنست کسانی در شرایطی که داند افکار افکار ماتریالیستی وغیره پیدا کنند) صرفنظر از بعضی استثناها تاثیر محیط واقعیتی غیر قابل انکار است وبا نگرشی سطحی به شکل پراکندگی مذاهب در سرزمینهای مختلف بداهتا برهر کس معلوم میشود.
میپرسیم آیا نسلهاو تاریخ و جغرافیا باید حقیقت مرام و مذهب ماراتعیین کند یا تاملات خودمان؟
در قرآن میخوانیم :” ان اکرمکم عندالله اتقیکم” در میان شعوب وقبایل و لابد فرقه ها گرامیترین کس نزد خدا با تقوا ترین آنهاست ( در اینجا تقوی به معنی کلی پرهیز از وابستگی های خیالی بدنیا وحاصلش آزادی ورهائی است و رهائی موجب قربت و اتصال به مبدا است)
وباز در قرآنست که از اهل ایمان و یهود ونصاری و ستاره پرستان هرکدام به حقیقت ایمان برسند فارغ از خوف وحزن میگردند و ماجورند(ان الذین آمنوا والذین هادوا…الخ.س بقره)
پس اگر به دین میراثی اکتفا نکنیم وحقیقت آنرا را از اسا س متوجه شویم اختلافات فرقه ای در ذهنمان کم رنگ یا بیرنگ میشود
از طرفی بعضی اختلاف نظرها( نه جنگ وجدال عقاید ) میتواند سودمند باشد وباعث تحقیق و تامل و تحرک افکار گردد.
در اینجا بعضی دوستان نکات خوبی راهم نوشته اند خصوصا ابیاتی از سعدی بسیارآموزنده است

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام