گنجور

فی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه

 
عطار
عطار » منطق‌الطیر » فی‌فضائل خلفا
 

خواجهٔ حق پیشوای راستین

کوه حلم و باب علم و قطب دین

ساقی کوثر، امام رهنمای

ابن عم مصطفا، شیرخدای

مرتضای مجتبا، جفت بتول

خواجهٔ معصوم، داماد رسول

در بیان رهنمونی آمده

صاحب اسرار سلونی آمده

مقتدا بی‌شک به استحقاق اوست

مفتی مطلق علی الاطلاق اوست

چون علی از غیبهای حق یکیست

عقل را در بینش او کی شکیست

هم ز اقضیکم علی جان آگه است

هم علی ممسوس فی ذات الله است

از دم عیسی کسی گر زنده خاست

او بدم دست بریده کرد راست

گشته اندر کعبه آن صاحب قبول

بت شکن بر پشتی دوش رسول

در ضمیرش بود مکنونات غیب

زان برآوردی ید بیضا ز جیب

گر ید بیضا نبودیش آشکار

کی گرفتی ذوالفقار آنجا قرار

گاه در جوش آمدی از کار خویش

گه فرو گفتی به چه اسرار خویش

در همه آفاق هم دم می‌نیافت

در درون می‌گشت و محرم می‌نیافت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نگین نوشته:

یکى یهود و مسلمان نزاع مى کردند
چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

به طیره گفت مسلمان گرین قباله من
درست نیست خدایا یهود می‌رانم

یهود گفت به تورات مى خورم سوگند
وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد
بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم

ف-ش نوشته:

بدیهیست کسیکه دربین شیعیان متولد وپرورش یابد قاعدتا اهل تشیع میشود واگرهمو بین اهل تسنن متولد وپرورش یا فته بود اهل سنت میشد و همچنین اگر کسی بین مسیحیان تربیت شود مسیحی و بین یهود یهودی ویا بین بودائیان بودائی میشود و… (وهم ممکنست کسانی در شرایطی که داند افکار افکار ماتریالیستی وغیره پیدا کنند) صرفنظر از بعضی استثناها تاثیر محیط واقعیتی غیر قابل انکار است وبا نگرشی سطحی به شکل پراکندگی مذاهب در سرزمینهای مختلف بداهتا برهر کس معلوم میشود.
میپرسیم آیا نسلهاو تاریخ و جغرافیا باید حقیقت مرام و مذهب ماراتعیین کند یا تاملات خودمان؟
در قرآن میخوانیم :” ان اکرمکم عندالله اتقیکم” در میان شعوب وقبایل و لابد فرقه ها گرامیترین کس نزد خدا با تقوا ترین آنهاست ( در اینجا تقوی به معنی کلی پرهیز از وابستگی های خیالی بدنیا وحاصلش آزادی ورهائی است و رهائی موجب قربت و اتصال به مبدا است)
وباز در قرآنست که از اهل ایمان و یهود ونصاری و ستاره پرستان هرکدام به حقیقت ایمان برسند فارغ از خوف وحزن میگردند و ماجورند(ان الذین آمنوا والذین هادوا…الخ.س بقره)
پس اگر به دین میراثی اکتفا نکنیم وحقیقت آنرا را از اسا س متوجه شویم اختلافات فرقه ای در ذهنمان کم رنگ یا بیرنگ میشود
از طرفی بعضی اختلاف نظرها( نه جنگ وجدال عقاید ) میتواند سودمند باشد وباعث تحقیق و تامل و تحرک افکار گردد.
در اینجا بعضی دوستان نکات خوبی راهم نوشته اند خصوصا ابیاتی از سعدی بسیارآموزنده است

محسن نوشته:

علی الظاهر عطار سنی بوده ولی وقتی تو این شعر حدیث علی ممسوس فی ذات الله رو آورده واقعا آدم حیرون میمونه و خیلی سخت میشه گفت سنی مذهب بوده بنظر میرسه کسانی که اهل سلوک عارفانه بودن به مرور و حین سیروسلوک به ولایت امیرالمومنین و اهل بیت نزدیک شده اندو شاید بعضی هم درنهایت شیعه شده باشند مولانا هم همینطوره مثلا در اون شعری که میگه این کفر نباشد سخن کفر نه این است/تا هست علی باشد و تا بود علی بود. حتی یک شیعه هم با احتیاط این شعر رو میگه از بس که بارمفهومی سنگینی داره واقعا قضاوت سخته البته بحث تقیه هم هست بالاخره در طول تاریخ به شیعه خیلی ظلم شده و شیعه کشی زیاد بوده باتوجه به اینکه سرچشمه عرفان امیرالمومنین هست هیچ بعید نیست که بعضی از عرفا درسیر خود به تشیع رسیده باشند حتی امام غزالی هم به گفته خودش درنهایت رو به تشیع آورده در آثار محی الدین ابن عربی هم میشه همین رو برداشت کرد البته آثار ابن عربی تحریف شده هستند

امین کیخا نوشته:

چهارسد جلد کتاب ابن عربی تحریف شده است ؟!

شمس الحق نوشته:

حقیر خود یک سید حسینی است و بدش هم هیچ نمیاید که عطار و مولوی و حتی ابوبکر و عمر ابن خطاب و نوح و عیسی ابن مریم و موسی و داوود و یوسف و ازدم و از بیخ همه شیعه باشند ، اما آقا محسن جان ! مزخرف گویی هم حدّی دارد .
شعر بالا خود و تک تک واژه ها و جمله هایش فریاد میزند که نه تنها عطار روحش از آن خبر ندارد که این شعر حد اکثر در طول ۱۵۰ سال اخیر ساخته و پرداخته شده است و اگر به این سخن شک دارید از شعر شناسان بپرسید خواهید دید که همگی همین خواهند گفت که من عرض کردم واما بعد ..
لطفاً این شعر علی بود که شاهد مثال از مولوی آورده اید بفرمایید یک آدرسی مرحمت کنید تا ما هم آن را بیابیم . مثنوی که قطعاً نیست و از جمله غزلیات شمس هم که نیست پس کجاست .

احمد نوشته:

اسلام دین کمال است و دانش. اسلام کامل ترین دین هاست. گمان مبرید که ما اهل تشیع و پیروان امیرالمومنین و سیدالوصیین علی مرتضی سلام الله علیه از سر عادت و پیرو گذشتگان است که اگر از اثر تاملات و حقایق نبود ما را بخاطر بهره نبردن از حجت باطن آتش شایسته است چه هر مسلمان باید عالم باشد و اسلام دین تفکر و علم می باشد. برای آشنایی با این حقایق شما را به بیانات عالم مکرم شیخ حسن زاده ی آملی ارجاع می دهم.
http://www.samtekhoda.ir/fa/%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B9/imam-ali.html
در ضمن فراموش نکن که تو با آنکه دوست داری و پیروی محشور می شوی، حالا بابکر یا علی؟

احمد نوشته:

ما ز محبان علی و عمر، بحث نداریم ز خیر و ز شر
حشر محبان علی با علی، حشر محبان عمر با عمر

یا حق نوشته:

غطار با گفتن این سخن علوی شد و در مقابل متعصبین تقیه کرد. کیست که برسد به نزد ذات مبارک و علی ولی الله از زبانش جاری نشود.

بنده الله نوشته:

سلام و درود به حق جویان…
دوستان و شیعیان واقعی ، اهل سنت هستن که بدون هیچ افراطی ،راه حضرت علی (رض) را ادامه میدهند ، نه اینکه فقط تنها در کلامشان باشد.
خوبه انسان برای انتخاب دینش تحقیق کنه…اما تحقیق این نیست که من که اهل سنت رسول الله(ص) هستم ، اهل تشیع را از کتابهای اهل سنت یا دیگر ۱۰۰ فرقه اهل تشیع بررسی کنم….انسان باید همه ادیان را از دین خودشان تحقیق کند و عقاید آنها را از دین خودشان بداند بهتر است…..
چون در نوشته آقای محسن این معلوم میشود که هیچ اطلاعی از اهل سنت ندارد…..
اهل سنت عاشقان راستین اهل بیت و حضرت علی (رض) هستند…این که تقیه و دروغ نداره…

ناشناس نوشته:

جالبه وقتی درمیمانید رو به تقیه میاورید…….
کسی که بخواد تقیه کنه که کتاب نمینویسه….
قبلا همه شاعران بزرگ اهل تسنن بودن…..و کم کم با دستکاری شعر شاعران میخواهید ترور شخصیتی ومذهبی کنید…..

ناشناس نوشته:

با سلام خدمت دین داران واقعی که همان پیروان قران و سنت رسول الله هستند.
من یک سوال دارم از پیروان مراجع که از ترس جان بی ارزششان راست و چپ تقیه می کنند
اگر مولوی و عطار و فردوسی و سعدی و …همه از ترس جانشان ایمان وافعی خود را مخفی کرده و تقیه کردند.ایا پیامبر (ص) هم ترسو بود ایا حضرت علی(رض) هم ترسو بود و مهم تر از اینها ایا خدا هم در قران تقیه کرد .
ای مومنان برای نجات از گمراهی فقط از خدا طلب کنید.

بب نوشته:

با سلام خدمت دین داران واقعی که همان پیروان قران و سنت رسول الله هستند.
من یک سوال دارم از پیروان مراجع که از ترس جان بی ارزششان راست و چپ تقیه می کنند
اگر مولوی و عطار و فردوسی و سعدی و …همه از ترس جانشان ایمان وافعی خود را مخفی کرده و تقیه کردند.ایا پیامبر (ص) هم ترسو بود ایا حضرت علی(رض) هم ترسو بود و مهم تر از اینها ایا خدا هم در قران تقیه کرد .
ای مومنان برای نجات از گمراهی فقط از خدا طلب کنید.

ناشناس نوشته:

سلام
ارزوی توفیق دارم

ناشناس دوم نوشته:

بنده الله! و بب جان!
تقیه حکمی قرانی و دستوری نبوی است و شما اهل سنت، که مدعی پیروی قرآن و سنت رسول خدایید چرا احکام الهی و نبوی را قبول نمی کنید؟
اگر اهل تعصب نباشید و با رویکرد حقیقت شناسی به تحقیق منصفانه بپردازید می دانید که تقیه، یک حکم حکیمانه و الهی است. این در کلیت مسئله. اما اینکه در جزئیت قضیه، عطار تقیه کرده یا نه، بحث دیگری است.
اغلب آثار عطار منسوب به وی است ولی در عین حال، ولایت شرط رسیدن به مقامات بلند توحیدی عنوان شده و حضرت علی(ع) را خلیفۀ چهارم دانستن و بعد از انسان های غیرمعصومی(یعنی سه خلیفه اول)قرار دادن، نقض ولی دانستن حضرت علی است. عرفای بزرگی که نکات دقیق توحید را بیان داشته اند بدون روح ولایت نمی توانسته اند به آن مقامات برسند و بیانشان کنند.
از این جهت اگر ظاهر اشعار و سخنانشان، غیر شیعی است، این بر تقیه حمل می گردد. موفق باشید.

محمد نوشته:

با سلام به دوستان
ناشناس بالا !
حکم دروغ را به الله نبند. می گویی تقیه حکم الهی است؟؟؟؟ اتقولون علی الله ما لا تعلمون!!! . عطار عارف با الله و دنبال نور معرفت بود تقیه را می خواست چکار. حالا می خواهی قبول کنی یا نکنی تمامی شاعران نامدار پارسی گویی (از مولانا، شیخ عطار ،و سعدی و حافظ گرفته تا علامه إقبال) همه اهل سنت بودند. منزلت برادران أهل تسنن در ایران بالاست. ما هر چی گنجینه علم و أدب نفیس گذشته داریم همه إز ایشان است و بس. اینها با عمل ثابت کردند که پیرو راه أمیر المؤمنین علی (رضی الله عنه ) هستند. پس چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید. تعصب چشم حقیقت جو را کور می کند. خداوند ما را به رَآه رأست هدایت کند.

ناشناس نوشته:

آقا محمد؛ من به خدا دروغ نبسته ام. شما قرآن را که قبول دارید. این آیات قرآن پیرامون تقیه است:
۱) ” لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شیئ الا ان تتقوا منهم تقاةً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر (آل عمران / ۲۸).

۲) من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل /۱۰۶)؛

۳) و قال رجل مؤمن من آل فرعون یکتم ایمانه اتقتلون رجلا أن یقول ربی الله و قد جائکم بالبینات من ربکم (غافر/۲۸)
گفتید اینها(یعنی اهل سنت) در عمل پیرو امیرالمومنین بوده اند. اگر اینطور بوده که خوش به حالشان. چون صراط مستقیم الهی، طبق کتابهای خود شما اهل سنت، همان صراط و راه شیرخدا حضرت علی مرتضی(ع) است و اگر این یک ادعاست و اهل سنت، پیرو امیرالمونین نیستند خب بدا به حالشان.
نوشته اید: تعصب، چشم حقیقت جو را کور می کند. من هم می گویم همین طور است. انسان باید تعصب را کنار بگذارد و حقیقت جو باشد.

همیشه بیدار نوشته:

اگر شما در نهج البلاغه خطبه سوم را مطالعه بفرمایید، میبینید که حضرت هم تقیه کردند.
“… دیدم ، که شکیبایى در آن حالت خردمندانه‏ تر است و من طریق شکیبایى گزیدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته ، و استخوان در گلویش مانده باشد . مى‏دیدم ، که میراث من به غارت مى‏رود .”

سعدى:
سعدى اگر عاشقى کنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد

تذکرة الأولیاء شیخ عطار را نگاه کنیم
شروع با
ذکر ابن محمد امام صادق(ع)
ختم با
ذکر امام محمد باقر علیه الرحمه

فردوسی:
که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست

اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست
چنین است و این دین و راه منست
برین زادم و هم برین بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

مولوی:
از علی آموز اخلاص عمل
شیر حق را دان مطهر از دغل

او خدو انداخت در روی علی
افتخار هر نبی و هر ولی
آن خدو زد بر رخی که روی ماه
سجده آرد پیش او در سجده‌گاه

اگر همه این شعرا Sunni هستند کاش همه Shiayan اینطور Sunni بودند

محمد غافری نوشته:

با سلام خدمت گردانندگان سایت گنجور و قدردانی از زحمات همیشگی آن ها.
و سلام خدمت جناب آقای شمس الحق که معمولاً از نوشته هایشان بهره مند می شوم.متأسفانه در نوشته ی ذیل این شعر کمی از جاده ی انصاف خارج شده اند. این درست است که اکثر قریب به اتفاق شعرای برجسته ی ما از اهل سنت بوده اند. ولی تقریباً همه ی آن ها امیرالمؤمنین علی را به نیکی ستوده اند. لازم به آوردن مثال نیست چون خود شما مطمئناً از آن ها اطلاع دارید. چناچه مایل باشید و پست الکترونیکی خودتان را به بنده بدهید، مقاله ای را که سال ها پیش با عنوان: خوش تر آن باشد که سرّ دلبران//گفته آید در حدیث دیگران، فراهم کرده بودم خدمتتان می فرستم. در این مقاله نقل قول ها تنها از غیر مسلمانان و غیر شیعیان آورده شده اند.و اما موضوع مورد بحث. اطمینان دارم که شما با نام و آثار استاد شفیعی کدکنی آشنایی دارید. ایشان در نسخه ی تصحیح خودشان از منطق الطیر همین ابیات را ذکر کرده اند و هیچگونه اگر و مگری هم در صحت آن ها نیاورده اند. نسخه های خطی مورد استفاده ی ایشان به قرار زیر بوده اند:
دو نسخه از اواخر قرن هفتم (هفتصد سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۷۳۱ (حدود ۷۰۰ سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۸۱۱ ( ششصد سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۷۰۵ (بیش از ۷۰۰ سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۸۵۷ (حدود ششصد سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۸۷۳ ( بیش از ۵۵۰ سال پیش)
یک نسخه به تاریخ ۹۱۱ (بیش از ۴۰۰ سال پیش)
همه ی سال ها به هجری قمری است. همان طور که ملاحظه می کنید هیچکدام از این نسخ مربوط به ۱۵۰ سال اخیر نیستند. من متحیرم که این عدد ۱۵۰ سال را شما از چه منبعی به دست آورده اید و طُرفه آن که اثبات مدعا را بر عهده ی خواننده نهاده اید که برود و از “شعر شناسان” تحقیق کند. حقیقتش از شما بیش از این انتظار داشتم. موفق و مؤید به تأییدات الهی باشید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام