گنجور

در حکایت بیداری بیداردلان که تنبیه است بآگاهی ارباب عرفان و رهائی یافتن از خواب غفلت بی‬حاصلان

 
عطار
عطار » مظهرالعجایب
 

مالک دینار مرد کار بود

از ریاضت روز و شب بیمار بود

گفت او را دختر وی ای پدر

خود ز بیخوابی بود دردت مگر

گفت مالک کی برحمت همنشین

من زخواب خود همی باشم حزین

زآنکه خواب غفلت از شیطان بود

خود به بیداری همه رحمن بود

دیگر آنکه چون بیاید دولتی

خفته باشم من بخواب غفلتی

چونکه در غفلت بیابد خفته را

بگذرد آن خفتهٔ بنهفته را

پیش شب بیدار، گیرد او قرار

من بمانم دور از او محروم و زار

دولت حق پیش آن کامل بود

کو ز بی‌خوابیش درد دل بود

هرکه درخوابست او خربنده است

وآنکه بیدار است او دل زنده است

هرکه در خوابست او را دید نیست

ذرّهٔ در جان او توحید نیست

هرکه در خوابست در غفلت بود

هرکه بیدار است در دولت بود

هرکه در خوابست او دارد ممات

هرکه بیدار است او دارد حیات

هرکه در خوابست او رحمت ندید

هرکه بیدار است او زحمت ندید

هرکه درخوابست از حق دور شد

هرکه بیدار است او پرنور شد

هرکه در خوابست در غفلت بود

هرکه بیدار است در عصمت بود

هرکه در خوابست از وی دور شو

هرکه بیدار است با او نور شو

هرکه در خوابست او را برگ نیست

هرکه بیدار است اور ا مرگ نیست

هرکه در خوابست او را دیو زاد

هرکه بیدار است او را نیک باد

هرکه درخوابست او کی دیدروز

هرکه بیدار است او کم دید سوز

خواب چبود غفلت و پندار اوست

هست بیداری همه بیدار دوست

تو به بیداری سخن را ختم کن

خواب کم کن ختم شد بر این سخن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام