پسر گفتش که این کاری بلندست
که داند تا علو عشق چندست
بقدر مایه برتر میتوان شد
بیک یک پایه بر سر میتوان شد
چنان اَوجی که دارد عشق جان سوز
کس آنجا کی رسد آخر بیک روز
بدان شاخی که نرسد دستم آنجا
چرا دعوی بود پیوستم آنجا
خیال سحر نتوانم ز سر برد
مرا این کار میباید بسر برد
چو این میخواهدم دل چون کنم من
وگر خالی شود دل خون کنم من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پسر به این نکته اشاره میکند که عشق موضوعی پیچیده و عمیق است و نمیتوان به سادگی به آن دست یافت. او میگوید که با توجه به ظرفیت هر فرد، ممکن است به اوج عشق برسد، اما این مسیر دشواری دارد وطوری نیست که به راحتی قابل دستیابی باشد. او از احساسات شدید و آرزوهایی که دارد سخن میگوید و تأکید میکند که نمیتواند از خیال معشوق خود دل بکند. اگر نتواند این عشق را تجربه کند، دلش به شدت دلتنگ خواهد شد.
هوش مصنوعی: پسر گفت که این کار بسیار دشواری است و تنها کسی از علو و بلندی عشق آگاه است که به عمق آن پی ببرد.
هوش مصنوعی: هر کسی به اندازه توانایی و امکاناتش میتواند پیشرفت کند، و با یک تلاش و کوشش مناسب، به بالاترین درجات دست یابد.
هوش مصنوعی: عشق دارای اوجی بسیار بالا و سوزان است و هیچکس نمیتواند به آنجا برسد. این حالت عاشقانه و عمیق در یک روز به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: بنابراین که نمیتوانم به جایی بروم و به آن دسترسی پیدا کنم، چرا باید در مورد آن جا ادعا کنم یا پیوستگی داشته باشم؟
هوش مصنوعی: نمیتوانم از فکر شب سحر بیرون بیایم، این موضوعی است که باید به آن فکر کنم و آن را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: اگر این خواستهام را به دست بیاورم، چگونه باید دل خود را نگهدارم؟ و اگر دل از این خواسته خالی شود، به شدت غمگین و دچار درد و رنج میشوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.