گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای دل اندر عشق، دل در یار ده

کار او کن جان و دل در کار ده

چند باشی در حجاب خود نهان

دلبرت صد بار آمد بار ده

یا برو گر مؤمنی اسلام آر

یا بیا گر کافری اقرار ده

خون خوری بر روی آن دلدار خور

خون دهی بر روی آن دلدار ده

آرزوهای تو بت‌های تواند

جمله بت‌هات بر دیوار ده

پس در آتش چون خلیل بت‌شکن

جانت را شایستگی یار ده

ساقیا خمخانه را بگشای در

عاشقان را بادهٔ ابرار ده

زاهدان را از وجود خویشتن

وارهان و دردی خمار ده

چند پوشی دلق دام زرق را

دلق پوشان را کنون زنار ده

چون شود شایستهٔ ره جان تو

اهل دل را تحفه چون عطار ده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام