گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۴

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما چو بی‌ماییم از ما ایمنیم

از تولا و تبرا ایمنیم

از تفاخر همچو گردون فارغیم

وز تغیر همچو دریا ایمنیم

چون گذر کردیم از بالا و پست

هم ز پستی هم ز بالا ایمنیم

چون نه نادان و نه دانا مانده‌ایم

هم ز نادان هم ز دانا ایمنیم

چون زبان از نیک و بد دربسته‌ایم

هم ز شنوا هم ز گویا ایمنیم

چون قرار کار ما رفتست دی

لاجرم ز امروز و فردا ایمنیم

نام و ننگ ما در اقصای جهان

گر نهان شد ور هویدا ایمنیم

روز و شب بی راه می‌جوییم راه

زانکه از ناایمنی ما ایمنیم

چون سر عطار گوی راه شد

از سریر لاف و سودا ایمنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام