لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
عطار

بیا تا رند هر جایی بباشیم

سر غوغا و رسوایی بباشیم

نمی‌ترسی که همچون خود نمایان

اسیر بند خودرایی بباشیم

اگر در جمع قرایان نشینیم

ز سر تا پای قرایی بباشیم

بیا تا در تماشای خرابات

چو رندان تماشایی بباشیم

چو عقل ما عقیله است آن نکوتر

که عاشق وار سودایی بباشیم

چو در دریای بی پایان فتادیم

همان بهتر که دریایی بباشیم

چو صحرا گشت بر ما آنچه بایست

برون کون صحرایی بباشیم

چو پیدا نیست جای ما چو عطار

همه جایی همه جایی بباشیم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
غزل شمارهٔ ۶۱۶ به خوانش عندلیب
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم