گنجور

غزل شمارهٔ ۵۵

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

زان پیش که بودها نبودست

بود تو ز ما جدا نبودست

چون بود تو بود بود ما بود

کی بود که بود ما نبودست

گر بود تو بود بود ما نی

موقوف تو بد چرا نبودست

ما بر در تو چو خاک بودیم

نه آب و نه گل هوا نبودست

در صدر محبتت نشاندیم

زان پیش که حرف لا نبودست

دریای تو جوش سر برآورد

پر شد همه جا و جا نبودست

عطار ضعیف را دل ریش

جز درد تو به دوا نبودست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام