گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۳

 
عطار
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

در عشق به سر نخواهم آمد

با دامن تر نخواهم آمد

بی خویش شدم چنان که هرگز

با خویش دگر نخواهم آمد

از حلقهٔ عاشقان بی دل

یک لحظه بدر نخواهم آمد

تا جان دارم ز عشق جانان

یک ذره به سر نخواهم آمد

در عشق چنان شدم که کس را

زین پس به نظر نخواهم آمد

در سوختگی چو آتشم من

زین سوخته‌تر نخواهم آمد

چون نیست شدم مرا چه باک است

گر خواهم وگر نخواهم آمد

پر سوخته بادم ار درین راه

چون مرغ به پر نخواهم آمد

عطار مرا حجاب راه است

با او به سفر نخواهم آمد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام