بدان دیوانه گفت آن مرد مؤمن
که هر کو شد به کعبه گشت ایمن
فراوان تن زد آن دیوانه در راه
که تا در مکه آمد پیش درگاه
هنوز از کعبه پای او بدر بود
که بربودند دستارش ز سر زود
یکی اعرابیی را دید بی نور
که دستارش بتک میبرد از دور
زفان بگشاد آن مجنون به گفتار
که اینک ایمنی آمد پدیدار
چو دستارم ز سر بردند بر در
میان خانه خود کی ماندم سر
نشان ایمنی بر سر پدیدست
به خانه چون روم بر در پدیدست
ولی جایی که صد سر گوی راهست
چه جای امن دستار و کلاه است
هزاران سر برین در ذرهای نیست
هزاران بحر اینجا قطرهای نیست
هزاران جان نثار افتد بر آن سر
که بربایند دستارش بر آن در
تو تا بیرون نیایی از سرو پوست
نیابی ایمنی بر درگه دوست
ز تو تا هست باقی یک سر موی
یقین میدان که نبود ایمنی روی
نشان امن این ره بی شک اینست
شب معراج واترک نفسک اینست
اگر پیدا شوی حیران بمانی
وگر پنهان شوی پنهان بمانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دیوانهای اشاره میکند که به کعبه میرود و در آن مکان مقدس احساس امنی میکند. اما به محض ورود، دستارش از سرش میرود و او متوجه میشود که ایمنی واقعی فقط در درون خود اوست و نه در نشانههایی مانند دستار یا کلاه. او به این نتیجه میرسد که هیچ چیز در بیرون نمیتواند او را ایمن کند مگر اینکه خود را از دغدغهها و ظواهر دنیوی رها کند. شاعر تأکید میکند که تا زمانی که انسان در قید و بند ظاهری باشد، نمیتواند به امنیت واقعی دست یابد. ایمنی واقعی در جستجوی درون و رهایی از قید و بندهای دنیوی نهفته است.
هوش مصنوعی: بازیگر آن نشان میدهد که مرد مؤمن به دیوانهای میگوید، هر کسی که به کعبه برود، در امان خواهد بود.
هوش مصنوعی: آن دیوانه به طور مکرر و با شور و شوق در مسیر حرکت کرد تا اینکه به دروازه مکه رسید.
هوش مصنوعی: او هنوز از کعبه دور نشده بود که دستارش را با عجله از سرش برداشتند.
هوش مصنوعی: یک عربی را دید که بدون نور و روشنایی در حال تکان دادن دستار خود از دور بود.
هوش مصنوعی: مجنون به زبان آورد که حالا دیگر امنیت و آرامش نمایان شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که دستارم را از سر برداشتند، در آستانه خانهام دیگر چگونه میتوانستم سر پا بایستم؟
هوش مصنوعی: وقتی به خانه میروم، نشانهی امنیت و آرامش را در درب آن میبینم.
هوش مصنوعی: جایی که خطر و اضطراب وجود دارد، دیگر جایی برای امنیت و آرامش مثل سرپناه و پوشش مناسب نیست.
هوش مصنوعی: هزاران سر در یک نقطه کوچک وجود ندارد و همچنین اینجا در این مکان، هیچ یک از دریاها فقط یک قطره نیستند.
هوش مصنوعی: اگر دستانی به چادر او دست دراز کنند، هزاران جان حاضرند که فدای آن سر شوند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از قامت و چهره خود فارغ نشوی، نمیتوانی در درگاه دوست به امنیت برسی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که یک تار موی تو باقی است، به خوبی بدان که هیچ ایمنی در چهرهات وجود ندارد.
هوش مصنوعی: نشان امنیت در این راه بدون شک همین است که شب معراج، آرامش و سکوتی را برای نفس خود تجربه کنی.
هوش مصنوعی: اگر ظاهر شوی، دچار شگفتی و سردرگمی خواهی شد و اگر خودت را پنهان کنی، همچنان در خفا باقی خواهی ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.