الا ای سر به غفلت در نهاده
به دنیا دین خود بر باد داده
که گفتت داوری کن با فلک تو؟
جگر خون کن ز مشتی بینمک تو؟
ترا اندوه نان و جامه تا کی؟
ترا از نام و ننگ عامه تا کی؟
ز بس کهاندیشهٔ بیهوده کردی
نهاد خویش را فرسوده کردی
نهاد خویش قربان کن به تسلیم
به پیش این سخن بنشین به تعلیم
ز سر در ابجد معنی درآموز
ز نور شرع شمع دل برافروز
بسوزان نیمشب این سقف شبرنگ
برون پر زین کبوترخانهٔ تنگ
گر آید شربت غیبی به حلقت
نماند نیز نام و ننگ خلقت
تورا با مال دنیا دین بباید
چنانکت آن بباید این بباید
تو دین جویی دل از دنیا شده مست
ندانی کاین فراهم ندهدت دست
دل تو در دورویی شد گرفتار
تو ماندی زیر کوه عُجب و پندار
یکی رویت به دنیا کردهای تو
دگر رویت به دین آوردهای تو
به ترک این دورویی گوی آخر
یکی را بس بود یک روی آخر
دلت را از دو رویی شین باشد
که شر الناس ذوالوجهین باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مسأله غفلت انسان از ارزشهای واقعی زندگی و دین اشاره دارد. شاعر به فردی که دنیا را بر دین ترجیح داده و درگیر مسائل مادی است، میگوید که او باید به فکر روح و دین خود باشد و از دوگانگی در زندگی دست بردارد. او تأکید میکند که نگرانیهای دنیوی نباید انسان را از حقیقت دین و معانی عمیق زندگی دور کند. شاعر انگیزه میدهد که با ترک دوگانگی و نگاهی عمیقتر، شخص میتواند به نور و حقیقت برسد و از بار گناه و دنیا رهایی یابد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای رسیدن به آرامش و کمال، باید روح را بر دنیا ترجیح داد و به سمت دین گرایش پیدا کرد.
هوش مصنوعی: ای کسی که در غفلت به دنیا مشغول هستی و دین خود را از دست دادهای، بیدار شو و به خود بیا.
هوش مصنوعی: چه کسی به تو اجازه داده که با سرنوشت قضاوت کنی؟ تو فقط باعث درد و رنج من هستی و هیچ ارزشی نداری.
هوش مصنوعی: چقدر باید به دغدغههای بنیادی مانند خوراک و پوشاک فکر کنی؟ چقدر باید نگران قضاوت دیگران و شهرت خود باشی؟
هوش مصنوعی: به خاطر افکار بیفایدهای که مدام در ذهنت میپرورانی، روح و وجودت را خراب کردهای.
هوش مصنوعی: خودت را به خاطر یادگیری و پیشرفت فدای پذیرش کن و برای یادگیری این نکته نشست کن.
ز سر یعنی از اول
هوش مصنوعی: این سخن به اشاره به شدت احساسات و هیجانات نویسنده است. او میخواهد تمام فضای تاریک و دلگیر را آتش بزند و بیرون براند، زیرا در این مکان کوچک و محدود، زندانی از کبوترها قرار دارد که نماد احساسات و آرزوهایش است. در واقع، او از این شب تاریک و تنگ میخواهد رهایی یابد و به نور و آزادی دست یابد.
هوش مصنوعی: اگر بادهای از عالم غیب به تو برسد، دیگر نام و ننگ دنیا برایت مهم نخواهد بود.
هوش مصنوعی: برای کسب دین و ایمان، نیازمند مال و دارایی دنیوی هستیم، به گونهای که هر یک از این دو به دیگری وابسته است.
هوش مصنوعی: تو در پی دین و حقیقت هستی و از دنیا دلسرد شدهای، اما نمیدانی که این سرشت دنیا به تو چیزی نمیدهد.
هوش مصنوعی: دل تو درگیر دوگانگی و تردید شده و تو در زیر بار سنگین خودپسندی و خیالپردازی باقی ماندهای.
هوش مصنوعی: تو با زیباییات دنیای تازهای را به وجود آوردهای و حالا با همان زیبایی، روح و دین را متحول ساختهای.
هوش مصنوعی: ترک کردن این دو رویی و نفاق لازم است، زیرا در نهایت باید یک رویه و حقیقتی را انتخاب کرد.
هوش مصنوعی: دل خود را از نفاق و دو رویی پاک کن، زیرا بدترین مردم کسانی هستند که دو چهره دارند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.