گنجور

 
 
طالب آملی

آنم که ز گریه دامنم غربالیست

وز ناله سراپای وجودم نالیست

هر دانه اشک بر رخم آبله ایست

هر گوهر راز بر لبم تبخالیست

قدسی مشهدی

آن گل که وفای بلبلانش حالی‌ست

در پرسش ما قرین فارغ‌بالی‌ست

صد مجلس داشت با حریفان همه شب

یک بار نگفت جای قدسی خالی‌ست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه