روز فراق اگر ز قیامت علامت است
روزی که یار روی نماید قیامت است
یکدم لقا ز دولت دنیا مرا به است
دیدن جمال دوست عجایب سعادت است
زاهد بهشت جوید و عاشق لقای یار
باهریک این نصیب ز قسمت حوالت است
خوبان ماه رو که دل از عاشقان برند
حسن همه ز مصحف روی تو آیت است
برتر ز هر دو کون دلم را مقامهاست
حالات عاشقان تو یارب چه حالت است
زاهداگر چه عاشق حور و بهشت شد
ما را بعشق روی تو زآنهافراغت است
ما جان و دل بروی تو ایثار کرده ایم
از روی تو هنوز ازینم خجالت است
واقف نگشت کس ز کماهی سر عشق
اسرار عشق را نه بدایت نه غایت است
مفتی اسیریا بفتاوای ذوق عشق
با تو اگر نزاع کند از جهالت است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوع عشق و Separation (فراق) میپردازد. شاعر اشاره میکند که روزی که معشوق ظاهر شود، همانند قیامت است که نشانهای از روز جدایی است. او به زیبایی معشوق و احساس خوشبختی ناشی از دیدار او اشاره میکند و میگوید زاهدان بهشت را میجویند، اما عاشق تنها به دنبال دیدار معشوق است. شاعر همچنین به مقام و حالتهای عاشقان اشاره میکند و این که عشق به معشوق برای او مهمتر از بهشت و حور است. در نهایت، او تأکید میکند که کسی نمیتواند به عمق عشق پی ببرد و عشق را نه آغاز و نه پایانی است.
هوش مصنوعی: اگر روز جدایی نشانهای از روز قیامت باشد، روزی که محبوب ظاهر میشود همان قیامت است.
هوش مصنوعی: لحظهای دیدار و ملاقات با زیبایی دوست، بزرگترین نعمت و خوشبختی در دنیا برای من است.
هوش مصنوعی: زاهد به دنبال بهشت است، ولی عاشق تنها خواهان وصال معشوق خود میباشد. هرکدام از این دو، نصیب خود را از سرنوشت دریافت میکنند.
هوش مصنوعی: زیباییهایی که صورتهای دلنشین دارند، دل عاشقان را میربایند. اما تمام زیباییها و حسن، در چهرهی تو نهفته است، که همچون آیات زیبای یک کتاب مقدس میدرخشد.
هوش مصنوعی: دل من در بالاترین جایگاهها قرار دارد، زیرا حالات و وضعیت عاشقان تو بسیار شگفتانگیز است. ای کاش میدانستم این حالتها چه هستند!
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگرچه تو به عشق حوریها و بهشت مشغول شدهای، ما به خاطر عشق چهره تو از همه اینها بینیازیم.
هوش مصنوعی: ما جان و دل خود را برای تو فدا کردهایم، اما هنوز از وجود تو خجالت میکشیم.
هوش مصنوعی: هیچکس به عمق اسرار عشق آگاه نشده است؛ عشق نه آغاز دارد و نه پایان.
هوش مصنوعی: اگر عالم دین بخواهد در مورد عشق و علاقهات با تو بحث کند، نشان از نادانی اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر من چرا وساوس شیطان به قوت است
زیرا که عقل در رهر عشاق علت است
گر بر تو نیست ظاهر و روشن نمی شود
تعیین این مقاسمه از بدو فطرت است
گرچه عنایت از طرف اکتساب نیست
[...]
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
هستی تو آن نظام که نون خطاب تو
محراب راست کرده برای عبادت است
دید آنکه طلعت تو و بیداریش نبود
[...]
چشم و چراغ شرع که ذات منورت
از پای تا به سر همه عین سعادت است
قاضی هفت کشور پیروزه رنگ را
از بندگی تو نظر استفادت است
فعل تو سال و مه همه خیرست و مردمی
[...]
بر خوان حسن تو نمی از ملاحت است
ما را از او نصیب نمک بر جراحت است
ساقی بیار راح که راحت دهد به روح
کز راح روح من همه از رنج راحت است
از تشنگی حلال نمیدانم از حرام
[...]
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
چشمم به روی شاهد و گوشم به بانگ چنگ
ای پندگو برو که نه جای نصیحت است
جان مرا ز مرهم راحت نشان مپرس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.