گنجور

 
اسیری لاهیجی

حاجیان حرم وصل لقا یافته اند

ز طواف سرکوی تو صفا یافته اند

ناامید از در لطف تو نرفتست کسی

هرکسی در خور درد از تو دوا یافته اند

عشق بازان که براه طلبت گم گشتند

محرمی کو که بگویم که چه هایافته اند

دیده برروی تو دارند ز ذرات جهان

اهل بینش که بدل نور هدایافته اند

نقش کثرت چو بشستند ز لوح دل خود

رقم وحدت حق در همه جا یافته اند

ببقای ابدی باقی جاویدانند

عاشقانی که بعشق تو فنا یافته اند

فارغند از غم و اندیشه دنیا و ز دین

بیدلانی چو اسیری که ترا یافته اند

 
 
 
زنده‌رود
مجذوب تبریزی

دردمندان تو از درد دوا یافته‌اند

زهرنوشان تو از زهر شفا یافته‌اند

عاشقان چشم نیاز از همه جا دوخته‌اند

تا که گم‌کرده خود را همه جا یافته‌اند

سال‌ها گشته مقابل مه و خورشید به هم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه