دل را بجمال رخ تو مهر تولاست
جان را همه دم دولت وصل تو تمناست
یک پایه ز معراج کمال دل عارف
می دان بیقین کرسی نه چرخ معلاست
در پیش کسی کو بجهان ز اهل شهودست
لاخود همه پندار بود جمله چو الاست
خورشید صفت عکس جمال تو عیان دید
هر کس که چو آئینه دلش پاک و مصفاست
هر دیده که بیند بجهان نور لقایت
لذات نعیم ابد اینجاش مهیاست
از عقل مجو حالت ارباب مقامات
زیرا ز خیال خرد این حال معراست
جز یار نبیند بجهان همچو اسیری
هرکو دلش از دیدن اغیار مبراست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جمال معشوق خود اشاره دارد و عشق به او را بالاترین خواهش جان میداند. او به اهمیت پاکی دل برای درک زیباییهای هستی پرداخته و افرادی که دلشان خالص است را قادر به دیدن نور معشوق میداند. شاعر همچنین به جایگاه رفیع عارفان اشاره میکند که فراتر از نگرشهای دنیوی و عقلانی هستند و فقط به یاری میتوانند دست یابند. در نهایت، از حالت کسانی که نگرششان خالی از وابستگی به غیر معشوق است، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: دل به زیبایی چهرهات محبت و عشق میورزد و جان هر لحظه آرزوی وصال و نزدیکی تو را دارد.
هوش مصنوعی: یک پایه از مسیر بالارفتن به کمال، دل عارف را به یقین میشناساند که این جایگاه، کرسیای نیست که در آسمان قرار داشته باشد.
هوش مصنوعی: در برابر کسی که به حقیقت جهان و افراد آینده آگاه است، تمام تصورات و خیالات فقط توهم هستند، مانند خودمان.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش پاک و صاف باشد، میتواند زیباییهای تو را مثل آئینه ببیند؛ مانند خورشید که نورش به همه جا میتابد.
هوش مصنوعی: هر چشمی که به زیبایی تو در این دنیا نگاه کند، لذتهای جاودان و همیشگی در آن حضور دارد.
هوش مصنوعی: منطق و فهم عاقلانه را از حال کسانی که در مراتب معنوی بالا قرار دارند نجو، زیرا آنچه در ذهن خرد میگذرد، این حالت نیست که به آن دستیابی یابی.
هوش مصنوعی: هیچ چیز دیگری جز محبوبش را در جهان نمیبیند، مانند اسیری که دلش از دیدن دیگران پاک است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
ساقی، تو بده باده و مطرب تو بزن رود
تا می خورم امروز، که وقت طرب ماست
می هست و درم هست و بت لالهرخان هست
[...]
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست؟ پیروزی آن جاست
گویند عقابی به در شهری برخاست
وز بهر طمع پرّ به پرواز بیاراست
ناگه ز یکی گوشه ازین سختکمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
[...]
ای صاحب اعلی دل تو عالم اعلاست
رای تو چو خورشید، درخشنده و والاست
گر دهر مُهَنّاست بدین عید همایون
این عید همایون به بقای تو مهناست
عالم به تو خرم شد و گیتی به تو روشن
[...]
شب هست و شراب هست و عاشق تنهاست
برخیز و بیا بتا که امشب شب ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.