گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجوی کرمانی

ای سنبل تو ریخته در دامن گل

وز مشک سیه بیخته پیرامن گل

خال سیه تو هیچ می دانی چیست

زنگی بچه ئی نشسته بر خرمن گل

سعیدا

تا کرد قبای ناز را بر تن گل

در پایش ریخت رنگ از دامن گل

آن موی میان بر آن سرین دانی چیست

موری است که گشته صاحب خرمن گل

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه