گنجور

شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانه

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

گر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق

پیوسته با زمانه کجا در نبردمی

ور آسیای چرخ بر غمم نگرددی

در جوی آسیا متوطن نگردمی

آب مراد زیر پل کس نمی‌رود

ورنه قفا ز ورطهٔ طوفان نخوردمی

با من غم خرابی عالم به کلبه‌ای

کی جفت گرددی اگر آزاد و فردمی

نفسی که گر بدان دگری مبتلا شدی

من در خلاص او به مثل حمله بردمی

یا در مدد چو مهره میان بندمی به مهر

یا گوییا که حادثه را ناگزردمی

یا کعبتین جانب خود باز مالمی

یا خود بساط حاصل خود در نوردمی

بر هر که عرضه داشتم از من کرانه کرد

گویی که صورت غم و تیمار و دردمی

از خواجگان شهر چو یاری نیافتم

گر خواجه شهریار نبودی چه کردمی

آزاد کیست حلیهٔ مردان و ای دریغ

آن دستگاه کو که من آزاد مردمی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام