گنجور

شمارهٔ ۳۹۷ - زین‌الدین عبدالله از استر افتاده و حکیم به عیادت او نرفته بود این قطعه در عذر تقصیر خویش گفته

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » مقطعات
 

ای بزرگی که از شمایل و قدر

ملک را زینتی و دین را زین

نور رای تو فالق الاصباح

کف و کلک تو مجمع‌البحرین

روزی خلق تو به یوم‌الدین

گشته در ذمت سخای تو دین

زاسمان تا به پایهٔ شرفت

از زمین تا به آسمان مابین

سقطهٔ تو سواد مسکون را

ای ز سکانش چون سواد از عین

به من از کربت و بلا آورد

که نیاورد کربلا به حسین

نبود شین اگر بود عاجز

ای ز گیتی نه عجز دیده نه شین

قطره‌ای از تحمل کشتی

اشتری از تحمل کونین

ای سلامت به صحبتت عطشان

چون به آب حیات ذوالقرنین

ز ارزوی علاجت از دل پاک

در حنین آمده عظام حنین

گفته بودم به خدمتت برسم

خردم گفت اننا من این

نزد سیمرغ تب از آن خوشتر

کش عیادت کند غراب البین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام