باز دستم به زیر سنگ آورد
باز پای دلم به چنگ آورد
برد لنگی به راهواری پیش
پیش از بس که عذر لنگ آورد
پای در صلح نانهاده هنوز
ناز از سر گرفت و جنگ آورد
چون گل از نازکی ز باد هوا
چاک زد جامه باز و رنگ آورد
خواب خرگوش داد یک چندم
عاقبت عادت پلنگ آورد
خوی تنگش به روزگار آخر
بر دلم روزگار تنگ آورد
انوری را چو نام و ننگ ببرد
رفت و دعوی نام و ننگ آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف احساسات و تجربیات درونی خود میپردازد. او از درد و مشکلاتی که به زندگیاش تحمیل شده، سخن میگوید. دست او به زیر سنگ رفته و دلش از درد و رنج به چنگ آمده است. او از لنگی در مسیر زندگی صحبت میکند که عذرش را نمیپذیرد و به جنگ میانجامد. شاعر در اثر ناز و لطافت خود به آرامش میرسد، اما دوباره با مشکلاتی مواجه میشود که به خواب خرگوشی و عادت پلنگی اشاره دارد. در نهایت، حس تنگنا به او القا میشود و در این میان نام و ننگ نیز در زندگیاش مطرح میگردد.
هوش مصنوعی: دوباره دستم را به زیر سنگ بردم و دوباره پای دلم را به چنگ گرفتم.
هوش مصنوعی: یک لنگ به خاطر ناتوانیاش در پیش رفت، به آسانی توانست به جلو برود، چون همیشه برای ناتوانیاش بهانهای میآورد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که به صلح و آرامش قدم گذاشته، هنوز هم خود را باج نمیدهد و در حالی که ناز و فخر دارد، به جنگ و درگیری برمیخیزد.
هوش مصنوعی: چون گل به خاطر لطافتش از باد آسیب دید، پوشش خود را از دست داد و رنگش تغییر کرد.
هوش مصنوعی: مدتی در خیال و خواب غفلت به سر برد، اما در نهایت نتیجهاش به رفتار و عادتهای خطرناک و وحشیانه منجر شد.
هوش مصنوعی: طبع سخت و کج خلق او در روزهای پایانی زندگیام احساس دشواری و محدودیت را به من القا کرد.
هوش مصنوعی: انوری زمانی که از میان رفت، نام و آبرویش به یاد ماند. او با خود ادعای نام و آبرو را به همراه داشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.