گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۴

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی چون ماه آسمان داری

قد چون سرو بوستان داری

دل تو داری غلط همی گویم

نه به جان و سرت که جان داری

در میان دلی و خواهی بود

خویش را چند بر کران داری

راز من در غمت چو پیدا شد

روی تا کی ز من نهان داری

گر نهانی و بی‌وفا چه عجب

جانی و عادت جهان داری

از غمت روی بر زمین دارم

وز جفا سر بر آسمان داری

چند ازین گرچه برگ این دارم

چند از آن گرچه جای آن داری

چون گرانی همی بخواهی برد

سر چه بر انوری گران داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام