از عشقت ای شیرین صنم گرچه به سر برمیزنم
نه یار دیگر میکنم نه رای دیگر میزنم
تو شاه خوبانی و من تا روز بر رخسار خود
هر شب به دارالضرب غم بر نام تو زر میزنم
تا شد دلم آویخته در حلقهٔ زلفین تو
سر از هوای دلبران چون حلقه بر در میزنم
دل برد و دامن درکشید تا پایبند وصل تو
هرشب دو دست از هجر غم تا روز بر سر میزنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق خود به محبوب سخن میگوید و بیان میکند که حتی در رنج و مشکلات ناشی از این عشق، حاضر نیست از عشق خود به او دست بردارد. او با احساسات شدیدی که دارد، زیبایی و جذابیت محبوب را ستایش میکند و عشقش را همچون گوهری گرانبها توصیف میکند. در عین حال، او به تکرار دلتنگی و غم ناشی از فاصلهاش با محبوب اشاره میکند و نشان میدهد که این درد و غم، بخشی از زندگی اوست. عشق او آمیخته با ناله و خواهش است و او در هر شب، به یاد محبوب اشک میریزد و غم خود را فریاد میزند.
هوش مصنوعی: عشق تو، ای شیرین و زیبا، آنقدر مرا آزار میدهد که اگرچه گاهی اندوه خود را پنهان میکنم، اما نه معشوق دیگری انتخاب میکنم و نه به هیچ فکر دیگری میپردازم.
هوش مصنوعی: تو بهترین و زیباترین هستی و من هر شب برای اینکه غم عشق تو را به تصویر بکشم، بر روی رخسار خود نام تو را با طلا حک میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی دلم به زلفهای تو گره خورده و به تو وابسته شده، مانند حلقهای که به در میزند، به عشق دلبران به تو دارم میزنم.
هوش مصنوعی: دلم را بردی و دامنات را نیز به سوی خود کشیدی تا همیشه در بند وصال تو باشم و در هر شب بهخاطر جدایی و غم از تو، دستانم را بر سر میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.