گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۵

 
انوری
انوری » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر وفا با جمال یار کند

حلقه در گوش روزگار کند

ماه دست از جمال بفشاند

گر بر این پای استوار کند

نازها می‌کند جفا آمیز

ور بنالم یکی هزار کند

با چنین اعتماد بر خوبی

نکند ناز پس چه کار کند

چشمش از بیشه‌ها جفا داند

زلفش از کارها شکار کند

این دعا خوش بر آستین بندد

وین سزا نیک در کنار کند

دل و دینم ببرد و سود کنم

گر بر این مایه اختصار کند

بارکش انوری که یارگر اوست

زین بتر صد هزار بار کند

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر