دویم سال از شاهیش چون رسید
سکندر سپه سوی ایران کشید
سپاهی زیونانیان صد هزار
گزین کرد جنگ آور و نامدار
زدریا سوی آسیا برگذشت
به ماننده ی ابر نیسان به دشت
همان قبر آشیل را داد بوس
برید آن گره بند غوردونیوس
به ملک فریژی وایعونیه
همان در هلسپون و در لیدیه
همه حکم داران زیونان بدند
که ستراپ دارای ایران بدند
همه لشکر و رزم سازان کین
زیونانیان بد در آن سرزمین
چو ممنون که بودی سپهدار جنگ
سپهدار ارسیت با نام و ننگ
زکار سکندر چو آگه شدند
هواه خواه آن نامور شه شدند
که جانشان از ایرانیان بد به تنگ
نه پای گریز و نه پروای جنگ
برین بر نهادند رائی درست
که با او نباید همی جنگ جست
بجز مهرداد اندر آن گیرودار
که داماد دارا بد آن نامدار
بیاراست لشکر زبهر نبرد
زیونانیان هم سپه گرد کرد
لب رود گرنیک بد جای جنگ
سپاه از دو سو اندر آمد به تنگ
سکندر ستوهیده شد زآن نبرد
همی خواست سرش اندر آید بکرد
ولی نامداری زیونانیان
رهانید جان ورا زآن میان
سخن ها به یونانیان باز کرد
هم از فر اسکندر آغاز کرد
همی گفت یونان آباد بوم
تبه شد بدست زرکسیس شوم
کنون این جهان جوی پوید همی
که این کین دیرین بجوید همی
شما خود به دشمن چرایید یار؟
ابا دوست جسته ره کارزار!!
بدین سان هواه خود کردشان
به زنهار اسکندر آوردشان
دو بهره بکاهید از ایران سپاه
همه کار ایرانیان شد تباه
به جنگ اندرون کشته شد مهرداد
که داماد شه بود و والانژاد
دگر نامداران ایران زمین
چو پرناز و اسپهرداد و پتین
چو اربو یل و مهربود سوار
در آوردگه کشته گشتند خوار
سکندر چو در جنگ پیروز گشت
به مردم شب و روز نوروز گشت
به کشور زهرگونه خوبی نمود
زهرسو در باغ و سبزی گشود
به درویش بخشید بسیار چیز
زدارنده هم باژ برداشت نیز
بپاشید بر هر کسی خواسته
زمین چون بهشتی شد آراسته
همه پیشه ی خویشتن داد کرد
دل و جان مردم زخود شاد کرد
همه آسیا را بخود رام ساخت
پس آنگاه سوی فلسطین بتاخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در سال دوم سلطنتش، سکندر با سپاهی بزرگ به ایران حمله کرد. او از میان جنگجویان نامدار یونانی، صد هزار نفر را انتخاب کرد و سفرش را به سمت آسیا آغاز کرد. در مسیر، به قبر آشیل احترام گذاشت و به سرزمینهای فریژی و لیدیه رسید، جایی که حکام یونانی در آنجا به حکومت میپرداختند.
سکندر از نیت خود برای جنگ با ایرانیان آگاه شد و در این میان، به جز مهرداد، کسی به جنگ با او رغبت نداشت. مهرداد که داماد داریوش بود، لشکری برای نبرد سامان داد و جنگی در لب رود گرنیک به وقوع پیوست. سکندر در این جنگ تحت فشار قرار گرفت و خواستار پایان نبرد شد.
بعد از مذاکرات، توافق کردند که به ایران حمله نشود و به دو جانب از سپاه ایرانی کاسته شود. در این جنگ، مهرداد و دیگر نامداران ایرانی کشته شدند و سکندر در جنگ پیروز شد. او کشور را آباد کرد و با بخششهایش، آرامش را به مردم بازگرداند و آسیا را تحت فرمان خود درآورد و سپس به سمت فلسطین حرکت کرد.
هوش مصنوعی: پس از گذشت دو سال از سلطنتش، سکندر سپاهی را به سوی ایران فرستاد.
هوش مصنوعی: نیروهایی از یونانیان به تعداد صد هزار نفر انتخاب کردند که هر کدام جنگجو و مشهور بودند.
هوش مصنوعی: از دریا به سمت آسیا عبور کرد، مانند ابرهایی که در ماه نیسان به دشت میوزند.
هوش مصنوعی: قبر آشیل را بوسید و برید، همان کسی که گره بند غوردونیوس بود.
هوش مصنوعی: در سرزمین فریژیا و در شهر وایهونی، همانجایی که در هلسپون و لیدیه واقع است، زندگی میکنند.
هوش مصنوعی: تمامی حاکمان و زمامداران، بیخبر از حکمت و راه درست بودند، زیرا که سرپرست و نگهدارندگان ایران، خود در تنگنا و ضعف به سر میبردند.
هوش مصنوعی: تمام نیروی جنگی و رزمندگان که به خاطر کینهورزی به یونانیان در آن سرزمین حضور دارند.
هوش مصنوعی: وقتی که راضی و سپاسگزار هستی که فرمانده جنگ هستی، این نشاندهندهی شجاعت و افتخارت است.
هوش مصنوعی: وقتی از کارهای سکندر مطلع شدند، مردم خواهان او و نامش شدند.
هوش مصنوعی: آنها که جانشان از ایرانیان خسته شده، نه راه فراری دارند و نه از جنگ هراسی به دلشان افتاده است.
هوش مصنوعی: بر این اساس، تصمیم درستی گرفته شده است که نباید با آن مخالفت کرد یا جنگید.
هوش مصنوعی: جز مهرداد که در آن جنگ و جدال بود و داماد دارا، که به نام و شهرتش معروف است.
هوش مصنوعی: لشکر را آماده کردند تا به جنگ یونانیها بروند و سپاه جمع کردند.
هوش مصنوعی: کنار رودخانه، جایی برای نبرد نیست و سپاه از دو سوی رود به تنگنا افتادهاند.
هوش مصنوعی: سکندر از آن جنگ خسته و ناامید شد و آرزوی فرار از آن وضعیت را در سر داشت.
هوش مصنوعی: اما فرد با تدبیر و معروفی از یونانیان جان او را از آن وضعیت نجات داد.
هوش مصنوعی: او دربارهٔ گفت و گوها و مباحثات به یونانیان اشاره کرد و از داستان اسکندر مقدونی شروع کرد.
هوش مصنوعی: یونان زیبا و آباد، سرزمینش به دست یک فرد بدجنس و شرور ویران شد.
هوش مصنوعی: اکنون این دنیا مانند جوی در حال جریان است و همواره به دنبال این کینه قدیمی میگردد.
هوش مصنوعی: چرا شما خود را به دشمن میسپارید، ای یار؟ آیا راهی به جز جستجوی دوست در میدان نبرد ندارید؟
هوش مصنوعی: به این ترتیب، هوا و نفس خودشان آنها را به امان اسکندر رساند.
هوش مصنوعی: از ایران سپاه را کاهش دهید، زیرا این کار باعث تباهی همه امور ایرانیان خواهد شد.
هوش مصنوعی: مهرداد در جنگ کشته شد؛ او داماد پادشاه و از نسل نیکان بود.
هوش مصنوعی: نامآوران دیگر ایران زمین مانند پرناز، اسپهرداد و پتین همگی درخشان و شایسته احترام هستند.
هوش مصنوعی: وقتی که ابر و باران و محبت به زمین میریزد، در میدان جنگ، کسانی که سوار هستند، به راحتی کشته میشوند و به ذلت میافتند.
هوش مصنوعی: سکندر وقتی در جنگ پیروز شد، در دل مردم شادی و سرور ایجاد کرد و همچون جشن نوروز برای آنها روز و شب را خوشحالکننده ساخت.
هوش مصنوعی: در سرزمین خود به دلایل مختلف، زیباییها و خوبیها نمایان شدند و همه جا پر از گیاهان و سرسبزی گشت.
هوش مصنوعی: در خیابان به یک درویش، چیزهای زیادی بخشید و همچنین از خداوند هدایایی هم دریافت کرد.
هوش مصنوعی: بر روی هر کسی که خواستهاش را به زمین بریزید، زیرا او به مانند بهشتی زیبا و آراسته خواهد شد.
هوش مصنوعی: هر کسی در کار خود کوشید و تلاش کرد و به روح و قلب مردم شادمانی بخشید.
هوش مصنوعی: او همه کشورهای آسیا را تحت تسلط خود درآورد و سپس به سمت فلسطین حرکت کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.