پس از مرگ داراب شاه اردشیر
نشست از برگاه شاهی دلیر
هریدوت خوانده ورا منسومون
که بختش جوان بود و رایش فزون
به شهری که خوانند پارزگراد
بسر خواست دیهیم شاهی نهاد
چنین بود آیین کیخسروی
که هرکو به شاهی رسید از نوی
زتن جامه خویش کردی برون
برفتی به آذر گشسب اندرون
بپوشیدی آن جامه تاجور
که گاه شبانیش بودی به بر
بخوردی زانجیر خشکیده چند
مکیدی زبرگ بنه یا سپند
پس آنگاه نوشیدی از بیش و کم
یکی شربت از شیر و سرکه بهم
برین بود آیین شاهنشهان
به گاه نشستن به تخت کیان
چو شاه اندر آمد به آتشکده
همه زند و استا به زر آژده
مغی شاه را داد ازین آگهی
که سیروس چون بد سریر مهی
ترا کشت خواهد درین جایگه
مگر خود بر ایران شود پادشه
کی نامدار اندر آمد به خشم
همی آتش افروخت از هر دو چشم
بفرمود کو را به زاری کشند
همه پیکرش را به خون درکشند
پریزاد بشنید و آمد دوان
در آغوش بگرفت پور جوان
شهنشه به ناچار از او درگذشت
دگر باره سیروس ستراپ گشت
به لیدی کلی آرک را یاد کرد
به دستور یونانیان کار کرد
بیاراست لشکر پی کارزار
سپاهش فزون بود از صد هزار
به کوناکسا آمد از ساردیز
همه دل پر از کین سر پر ستیز
وزین سو کی نامور با سپاه
کرازان بیامد بدان رزمگاه
نهادند آوردگاهی بزرگ
دو جنگی به مانند دو نره گرگ
فزونی همی بود با اردشیر
در آن جنگ سیروس شد دستگیر
زدارش بیاویخت چون خارپشت
وزان پس به باران تیرش بکشت
چو سیروس را بخت برگشته شد
کلی آرخ نامور کشته شد
در آن جنگ زنفون به همراه بود
که دانشوری گرد و آگاه بود
هم او بد سپهدار یونان سپه
به زنهار آمد به نزدیک شه
به جان داد زنهارشان اردشیر
فرستادشان با تژاو دلیر
به یونانیان شرح این بازگشت
بسی مایه صیت و آواز گشت
گزنفون کزان راه برگشته است
همی نغز تاریخ بنوشته است
زسیروس و کارش سراید همی
مرآن نامور را ستاید همی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پس از مرگ داراب شاه اردشیر، او به پارزگراد رفت و مراسم تاجگذاری را آغاز کرد. طبق سنتهای کهن، لباسهای خود را کنار گذاشت و لباسهای سلطنتی پوشید. پس از انجام آیینهای خاص، خبر رسید که سیروس قصد دارد او را بکشد، مگر اینکه خودش بر ایران پادشاهی کند. اردشیر که همچنان خشمگین بود، دستور داد که دشمنانش را به زاری بکشند. در این بین، پریزاد فرزند جوان اردشیر به کمک او شتافت.
سیروس با لشکری بزرگ به نبرد آمد و نبردی درگرفت که هر دو طرف قوی بودند. در این جنگ، سیروس دستگیر شد و پس از دردسرهای فراوان، کشته شد. پس از این نبرد، زنفون، دانشمند و سپهدار یونانی، به نزد اردشیر آمد و زنهار خواست. اردشیر به او امان داد و آنها به یونانیان خبر دادند که سیروس و همراهانش گرفتار شدهاند. زنفون تاریخ این رویدادها را به ثبت رساند و به ستایش سیروس پرداخت.
هوش مصنوعی: پس از مرگ داراب، شاه اردشیر بر تخت سلطنت نشسته و به عنوان پادشاهی دلیر شناخته میشود.
هوش مصنوعی: آثاری از هردوت دیدهام که میگوید شانس او جوان و موقعیتش فراوان بوده است.
هوش مصنوعی: به شهری که به نام پارزگراد شناخته میشود، شاه، تاج و تخت خود را بنا نهاد.
هوش مصنوعی: سنت و رسم کیخسرو به این صورت بود که هر کسی به مقام پادشاهی میرسید، باید از نو و به شکل تازه و جدید رفتار کند.
هوش مصنوعی: تو از بدن خود لباس خود را بیرون آوردی و به درون آذرگشسب رفتی.
هوش مصنوعی: تو آن جامهای را پوشیدی که مانند تاجی بر سرت بود، همان جامهای که زمانی در شبانیش به تن داشتی.
هوش مصنوعی: از آن زنجیر کهنه و خشک چیزی نمیخوری، پس چرا از برگ درخت بنه یا اسپند میمکیدی؟
هوش مصنوعی: سپس نوشیدی از ترکیب شیر و سرکه، که مزهای خاص و متفاوت به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: در اینجا، روش و رسم پادشاهان بر این بوده است که در زمان نشستن بر تخت و مقام خود، رعایت کنند.
هوش مصنوعی: وقتی شاه وارد آتشکده شد، تمام زندانیان و استادان به طور همزمان از طلا خوشحال شدند.
هوش مصنوعی: شاه مغی از این خبر آگاه شد که سیروس به مانند ماه بر تخت نشسته است.
هوش مصنوعی: اگر تو به این سرزمین برنگردی، جانت به خطر خواهد افتاد، مگر اینکه خودت بر ایران حکومت کنی.
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی سرشار از خشم شده و به شدت عصبانی میشود، چشمانش مانند شعلههای آتش میدرخشند و به نظر میرسد که از درون شعله ور شده است.
هوش مصنوعی: او فرمان داد تا با زاری و ناله، تمام بدنش را در خون غرق کنند.
هوش مصنوعی: پریزاد با شنیدن خبر، به سرعت به سمت او دوید و او را در آغوش گرفت.
هوش مصنوعی: پادشاه ناچار از او گذشت و دوباره سیروس به مقام خود بازگشت.
هوش مصنوعی: او به لیدی کلی اشاره کرد و طبق دستورات یونانیان عمل کرد.
هوش مصنوعی: لشکری به میدان جنگ آماده شده است که تعداد سربازانش از صد هزار نفر بیشتر است.
هوش مصنوعی: به کوناکسا، از ساردیز، همه با دلهایی پر از کینه و سرهایی پر از جنگ و ستیز آمدهاند.
هوش مصنوعی: و از طرف دیگر، نامور با سپاه خود به آن میدان نبرد آمد.
هوش مصنوعی: دو جنگجو را در میدان بزرگ و وسیعی قرار دادند، مانند دو گرگ نر که آماده نبرد هستند.
هوش مصنوعی: در آن جنگ، اردشیر به پیروزی بزرگتری دست یافت و سیروس به اسارت درآمد.
هوش مصنوعی: از درختی آویزان شد مانند خارپشت و بعد از آن، باران تیرش را کشت.
هوش مصنوعی: زمانی که بخت سیروس تیره و تار شد، تمام امیدها و آوازهاش نیز از بین رفت و نتیجهاش کشته شدن او بود.
هوش مصنوعی: در آن جنگ، شخصی به نام زنفون حضور داشت که فردی با دانش و آگاهی بود.
هوش مصنوعی: او، فرمانده سپاه یونان، با هشدار و احتیاط به نزد شاه آمد.
هوش مصنوعی: اردشیر با دلیرانش که همیشه جانشان را فدای دیگران میکردند، به کمک و یاری آنها شتافت و از جان خود نجاتشان داد.
هوش مصنوعی: به یونانیها خبر این بازگشت به شدت مورد توجه و شهرت قرار گرفت.
هوش مصنوعی: گزنفون که از سفری بازگشته، به زیبایی تاریخ را نوشته است.
هوش مصنوعی: در مورد کارهای سیروس صحبت میکند و به خاطر این کارها، از او ستایش میکند و به مقام و نام او اشاره میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.