شمارهٔ ۲۴۸ - ماده تاریخ در سوگ حسین خان فرزند نظام السلطنه مافی
چو رفت برباد زدست بیداد
شعار نرگس عذار سنبل
فغان بر آمد ز سرو و شمشاد
خروش برخاست ز لاله و گل
شدند مرغان به سوگواری
ز دیده سیل سرشک جاری
فتاد در دشت خروس و زاری
برآمد از باغ نفیر و غلغل
شکست نسرین بدست یاره
شقایق افروخت به دل شراره
سمن گریبان نمود پاره
بنفشه بگشود گره ز کاکل
در این مصیبت که دید سردار
ز چرخ بی مهر ز دهر غدار
مگر نهد رخ بخاک دلدار
بدامن صبر کند توسل
اگر بر افتد ز داغ فرزند
یکی شراره به کوه الوند
همی تو گویی ز ریشه خود کند
ز بسکه افتد در او تزلزل
گرش فشانی بصخر صما
وگر چشانی به کوه خارا
نه صخر صما شود شکیبا
نه کوه خارا کند تحمل
چو ما نداریم خبر ز حکمت
صبور باشیم به هر مصیبت
که دادنش هست عطا و رحمت
گرفتنش نیز بود تفضل
متاز مرکب در این مراحل
مجو اقامت در این منازل
که ساغر غم در این صحاری
گهی بدور است و گه تسلسل
مگیر بر خویش زمانه را سخت
مباش غره به دولت و بخت
کنار این رود چه گستری رخت
تو نیز خواهی گذشتن از پل
بجا نماند در این بر و بوم
نه اختر سعد نه طالع شوم
نه مهتر چین نه قیصر روم
نه ماه خلخ نه شاه کابل
حسین تاریخ نهفت در قبر
پدر ز داغش گریست چون ابر
ولی زند دست بدامن صبر
کسیکه دارد بحق توکل
ز داغ پر دود فضای بستان
بهار شادی شده زمستان
گلی سفر کرد ازین گلستان
که در عزایش گریست بلبل
ز سوگ آن مه دودیده دریاست
بدل شراره بسینه سوداست
دل زمانه زسنگ خاراست
اگر نسوزد بلا تامل
سنین عمرش چهارده بود
به چرخ دانش دو هفته مه بود
دو تن رفیقش درون ره بود
یکی تفکر یکی تعقل
امیری آن سوگ دمی که بشنفت
دلش همی شد بسوز و غم جفت
درون گلزار به بلبلان گفت
برای تاریخ دریغ ازین گل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: اشعار بیانگر سوگ و اندوهی عمیق بر فقدان یک دلبر و زیباییهای طبیعت است که به دنیای اطراف واکنش نشان میدهد. هنگام از دست دادن این عزیز، همه موجودات، از پرندگان تا گلها و درختان، به سوگ نشسته و شادیها به غم تبدیل میشود. شاعر به صبر در برابر مصیبتها توصیه میکند و به خاصیت گذر زمان اشاره دارد؛ زیرا هیچ چیز در این دنیا پایدار نیست. او همچنین به تاریخ و داغی عمیق که بر دلها نشسته، اشاره میکند و در نهایت تصریح میکند که عشق و یاد آن عزیز گم شده همیشه در قلبها باقی میماند.
هوش مصنوعی: وقتی که ظلم و ستم رفت، درختان زرد را بیداد میزنند و نرگس و سنبل در زیبایی و جذابیت خود نمایان میشوند.
هوش مصنوعی: ناله و گریهای از درختان سرو و شمشاد به گوش رسید.
هوش مصنوعی: صدای بلندی از لاله و گل به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: پرندگان به خاطر غم و اندوه، اشکهایشان مانند سیل از چشمانشان جاری شده است.
هوش مصنوعی: در دشت، خروسی به زمین افتاد و به شدت ناله و فریاد کرد.
هوش مصنوعی: از باغ صدای ناله و شور و هیاهو به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: عشق نسرین به دست محبوبش دل شقایق را شعلهور کرده است.
هوش مصنوعی: سمن، با زیبایی خود، دلبری و جذب توجه کرد.
هوش مصنوعی: بنفشه به آرامی گلبرگهایش را باز کرد و گرهای که از شانهاش آویزان بود، آزاد شد.
هوش مصنوعی: در این سختی و مشکل که سردار از آسمان بیرحم و زمانه خائن دید،
هوش مصنوعی: آیا میشود که چهره محبوب بر خاک دل عاشق نرود؟
هوش مصنوعی: به آغوش صبر پناه ببریم.
هوش مصنوعی: اگر از درد و ناراحتی ناشی از فقدان فرزند، شعلهای از غم به وجود بیاید، حتی کوهی مانند الوند را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که خود را از ریشهات جدا کنی.
هوش مصنوعی: به خاطر تزلزلی که در او رخ میدهد، به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر او را بر سنگ خارا بپاشی یا بر کوه مقاوم بریزی، تاثیری نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: نه کوه سخت میتواند صبر کند.
هوش مصنوعی: نه کوه سخت هم نمیتواند این بار را تحمل کند.
هوش مصنوعی: وقتی ما از دلیل و حکمت چیز زیادی نمیدانیم، باید در برابر هر سختی صبور باشیم.
هوش مصنوعی: دریافت چیزی به عنوان نعمت و بخشش است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که حتی اگر او را بگیریم، خود این عمل نیز نشان از لطف و محبت ما دارد.
هوش مصنوعی: در این مراحل درنگ نکن و در این مکانها نمان، بلکه با انرژی و شتاب به حرکت خود ادامه بده.
هوش مصنوعی: در این بیابانها، چنان غمی مثل ساغر پر شده است.
هوش مصنوعی: گاهی انسان به دوری و دوری از محبوبش میافتد و گاهی هم در حال تکرار و تسلسل احساسات میباشد.
هوش مصنوعی: در زندگی به خودت سخت نگیر و نباید به موفقیتها و شانس خود مغرور باشی.
هوش مصنوعی: کنار این رود، چه وسعتی برای گستردن لباسهای شما وجود دارد!
هوش مصنوعی: تو هم روزی از این مرحله عبور خواهی کرد.
هوش مصنوعی: در این سرزمین هیچ نشانهی خوبی یا بدی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: نه کسی از چین بزرگتر است و نه کسی از قیصر روم.
هوش مصنوعی: نه ماه زیبای خلخ و نه شاهی که در کابل است، هیچکدام در دل و خاطر من نمیمنند.
هوش مصنوعی: حسین به خاطر اندوه از فقدان پدرش، مانند ابرهایی که در آسمان میبارند، اشک ریخت و این غم تاریخی را در دل خود نگه داشت.
هوش مصنوعی: اما با دامن صبر استمداد کن.
هوش مصنوعی: کسی که بهدرستی به خدا توکل میکند، همیشه در دلش آرامش و اطمینان دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که از آتش و دودی در محیط بستان وجود دارد، فضای بهار به نوعی شادابی در زمستان تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: گلی از این باغ زیبا رفت و سفر کرد.
هوش مصنوعی: بلبل در سوگ او اشک میریزد.
هوش مصنوعی: به خاطر فقدان آن معشوق که چشمانش همچون دریا است، دل من به آتش اشتیاق میسوزد.
هوش مصنوعی: دل این دنیا همچون سنگی خارا و سخت است.
هوش مصنوعی: اگر بلا و سختی به ما آسیب نرساند، پس باید در مورد آن بیندیشیم و تامل کنیم.
هوش مصنوعی: سنین عمرش چهارده سال بود و در مدت دو هفته به شدت در علم و دانش پیشرفت کرده بود.
هوش مصنوعی: دو دوست همراه او در مسیر بودند.
هوش مصنوعی: یکی به فکر کردن و اندیشیدن پرداخت، و دیگری به عقل و درک خود توجه کرد.
هوش مصنوعی: در آن لحظه که امیر صدای درد و سوگواری را میشنید، دلش به شدت میسوزد و غم و اندوه به او هجوم میآورد.
هوش مصنوعی: در باغ به بلبلها گفتند که:
هوش مصنوعی: این جمله را میتوان به این صورت فهمید که از این گل، در تاریخ رنج و حسرت وجود دارد. به عبارت دیگر، زیبایی و ارزش این گل در نگاه به گذشته و اتفاقاتی که پیرامونش بوده، به شدت احساس میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.