از خاک ری در گوش جان آواز اقدس میرسد
بانگ انااللهی از آن ارض مقدس میرسد
گرچه نیارد یاد من آن لعبت آزاد من
از دوریش فریاد من بر چرخ اطلس میرسد
تا رفتم از آن گلستان کردم وداع دلستان
زخمم به دل نیشم به جان از خار و از خس میرسد
در محبس هجرش منم کز اشک تر شد دامنم
از قسمت جان و تنم زندان و محبس میرسد
پیک صبا در حضرتش بوسد زمین طاعتش
بر شاخ سرو قامتش کی دست هرکس میرسد
ای دل مشو تلخ و تُرُش کز زانکه بنشینی خَمُش
بس میوه شیرین خوش ز آن نخل نورس میرسد
مرهم ز بعد ریش شد نوش از پی هر نیش شد
چون درد و غم از پیش شد آسایش از پس میرسد
در این سپهر چنبری او زهره شد من مشتری
چون پروز من و آن پری بر آل افطس میرسد
بس کن امیری ماجرا با وی مکن چون و چرا
کالهام یزدانی ترا بر کلک اخرس میرسد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دوری محبوب غمگین است و احساسات خود را در تنهایی و هجران بیان میکند. او به یاد خاطرات خوش گذشته و زیباییهای گلستانی که ترک کرده، دلتنگی خود را نشان میدهد. در این بستر از درد و رنجی که از جدایی میکشد، به مرهمی هم اشاره دارد که از پس این مصائب به دست میآید. شاعر در نهایت به دل خود توصیه میکند که ناامید و تلخ نگردد، چون زیبایی و شادیهای زندگی در این دنیا همچنان وجود دارد.
هوش مصنوعی: از خاک ری، صدای رفیع و الهی به گوش روح میرسد و از آن سرزمین مقدس، نغمهای از وجود مطلق به ما منتقل میشود.
هوش مصنوعی: هرچند آن محبوب آزاد من یاد من را فراموش کرده، فریاد من از دوری او به آسمان میرسد.
هوش مصنوعی: به محض اینکه از آن باغ زیبا وداع کردم، احساس درد و رنج در دل و جانم شروع شد و این زخمها از خارها و علفهای بیفایده به من میرسند.
هوش مصنوعی: من در این دوری و جدایی مثل کسی هستم که دامنش از اشک و غم خیس شده است؛ در واقع، جان و تن من به یک زندان تبدیل شدهاند.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی در حضور او به زمین سجده میکند و به قد بلند او احترام میگذارد. اما به راستی، دست هر کسی به او نمیرسد و او بسیار بالا و دست نایافتنی است.
هوش مصنوعی: ای دل، ناامید و بیحوصله نباش، زیرا اگر به فکر نشینی و دلگیری، هرگز طعم خوشبختی و شیرینی زندگی را نخواهی چشید. میوههای خوشمزهای از نخل جوان به زودی به دستت خواهد رسید.
هوش مصنوعی: زمانی که درد و رنج پشت سر گذاشته شوند، آرامش و راحتی به سراغ انسان میآید. هر بار که انسان با سختی و نیشی روبرو میشود، امید به بهبودی و آرامش در آینده به وجود میآید.
هوش مصنوعی: در این آسمان پر از چرخش، او به زهره تبدیل شد و من مانند مشتری هستم که به برکت و کامیابی میرسد. این دختر زیبا به خانواده افطس میرسد.
هوش مصنوعی: توقف کن و با او بحث و جدل نکن. زیرا وسایل و امکانات تو از خواستههای آسمانی به تو میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.