جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد
لیک بر تخت همایون شه نو چون ببارد
در عزای شاه ماضی کایزد از وی باد راضی
نی عجب گر سیل خون از دیده گردون ببارد
لیک باید تهنیت را در جلوس شه مظفر
بر زمین از ماه و اختر لؤلؤ مکنون ببارد
من ندیدم تاکنون کز آسمان بر قلب مردم
شادی و انده شده با یکدیگر معجون ببارد
راست پنداری درختی رسته کز هر شاخه او
ساعتی شکر بجوشد لحظه ای افیون ببارد
شادی اندر غم چو ستردمی و در صبر راحت
گر ندیدستی چنین باران بین کایدون ببارد
غم چه غم چندانکه گرزان ذره ای بر کوه ریزی
کوه گردد ابر و بالا رفته بر هامون ببارد
وه چه شادی آن چنان شادی که گر با هجر لیلی
در دل مجنون نهی وجد از دل مجنون ببارد
تا مه ما در محاق افتاد اشک از دیده مه
از گه تکمیل حتی عاد کالعرجون ببارد
گر نبود این وارث تاج و نگین بایست دایم
خون ز تخت جم سرشک از تاج افریدون ببارد
ابر غم زین پس که شاه نو بایوان اندر آمد
گر ببارد بایدش زین مملکت بیرون ببارد
زین همایون جشن چین از جبهه چنگیز خیزد
زین بشارت ارغوان از چهره ارغون ببارد
زین سپس بر خاک ایران ابر رحمت همچو باران
شادمانی ها از این اقبال روز افزون ببارد
فره یزدانی از آن طلعت زیبا بتابد
شوکت سلطانی از آن قامت موزون ببارد
هر بروزی زیب دیگرگون دهد این شه جهان را
زانکه هردم ابر جودش رشحه دیگرگون ببارد
از کمال این هنر پرور ملک در ملک دایم
فضل رسطالیس و تحقیقات افلاطون ببارد
زر ناب از دست سیمینش چنان بارد که گوئی
از سمن در صحن بستان برگ آذریون ببارد
از کفش قلزم ببالد وز سرش افسر بنازد
از لبش معجز دمد وز خامه اش افسون ببارد
مرغزار ملک را سیراب سازد بخشش شه
همچنان ابری که در تشریق و در کانون ببارد
از تف باس شدیدش قله قارن بلرزد
از کف دست کریمش مخزن قارون ببارد
ابر عدلش بر سر این مملکت چون کله بندد
خرمی بر سبزه ی گردون میناگون ببارد
خسروا بادت مبارک تاج و تخت پادشاهی
ای که از فرخنده رویت فره بیچون ببارد
هیچ میدانی در این موقع که در گیتی حوادث
هر دم از بالا برنگی همچو بوقلمون ببارد
میر دریادل گلوی فتنه را با دست غیرت
آن چنان بفشرد کز شریان و کامش خون ببارد
آنکه امن و راستی از سهم تیغش تا قیامت
زین سپهر کج رو وزین گنبد گردون ببارد
تا لب لعلش شفابخش درون خستگان شد
از حدیثش مردمی وز فکرتش قانون ببارد
داورا میرا مرا در سوگ و سور این دو سلطان
گوهر از ابیات ریزد آتش از مضمون ببارد
تا بشادی خنده از لعل پریرویان برآید
تا بغم اشک از دو چشم مردم محزون ببارد
دایم از بهر نثار بزم شه گردون اطلس
عقد مروارید بر دیبای سقلاطون ببارد
در کنار شه مظفر نعمت بی حد بریزد
بر مزار ناصرالدین رحمت بیچون ببارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی حزن و شادی و تضاد احساسات در زمان تاجگذاری یک پادشاه جدید است. شاعر به طور نمادین به بارش خون و اشک در عزای شاه پیشین و شادمانی در تاجگذاری شاه جدید اشاره میکند. او این احساسات را با تصاویری از طبیعت و بارش باران مقایسه میکند، به طوری که غم و شادی همچون ابرها بر سر مردم میبارد. همچنین، او از فراوانی نعمتها و خوشبختیهایی که با ورود پادشاه جدید به این سرزمین میآید، سخن میگوید و امید به بهبود شرایط و روشنایی آینده را در دل مردم زنده میکند. شاعر در نهایت بهطور همزمان از دو احساس غم و شادی مینویسد و نشان میدهد که زندگی انسانها همیشه با این دو احساس درآمیخته است.
هوش مصنوعی: این بیت به احساسی عمیق از غم و اندوه اشاره دارد. شاعر بیان میکند که به دلیل این اندوه، آسمان باید خون ببارد؛ اما در عین حال، این غم نباید بر تخت پادشاهی تأثیر بگذارد و دلایل شادی و سربلندی نیز وجود دارد. به عبارت دیگر، در حالی که غم و ناراحتی وجود دارد، امید و عظمت در مقام پادشاهی هنوز باقی است.
هوش مصنوعی: در سوگ شاه گذشته که از او راضی است، عجیب نیست اگر باران خون از چشمان آسمان بریزد.
هوش مصنوعی: اما باید بدانیم که در زمان حضور شاه پیروزمند، خوشی و شادمانی همچون بارش مروارید از آسمان بر زمین نازل میشود.
هوش مصنوعی: تا به حال ندیدهام که از آسمان بر دل مردم شادی و غم همزمان فرو بریزد و با هم ترکیب شوند.
هوش مصنوعی: درست مثل درختی که از آن شکر و افیون به طور همزمان میروید، در زندگی نیز ممکن است در یک زمان منابع مختلفی از نعمتها و مشکلات وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: شادی و خوشحالی وقتی در دل غم وجود دارد، مانند سدی است که در برابر طوفان قرار میگیرد. اگر در زمان صبر و تحمل، آرامش را نمییافتی، اکنون ببین که چگونه باران رحمت میبارد و برکت نصیب میشود.
هوش مصنوعی: غم چه اندازه میتواند بزرگ باشد، که اگر ذرهای از آن بر کوه بیفتد، آن کوه به اندازه ابرها سنگین شود و به سوی دشتها باران ببارد.
هوش مصنوعی: چه خوشحالی بزرگی است! شادیای که اگر در دل مجنون، یاد لیلی را بیفکنیم، از دل مجنون اشتیاق و شور و هیجان خواهد بارید.
هوش مصنوعی: وقتی که ماه من در تاریکی قرار گرفت، اشک از چشمانم سرازیر شد، حتی وقتی که به کمال رسید، همچون شاخی که باران بر آن میبارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی که وارث تاج و تخت نیست وجود نداشت، باید همیشه اشک از سر تاج افریدون روی تخت جم بریزد.
هوش مصنوعی: از این پس که شاه جدید به تخت نشسته، اگر ابر غم ببارد، باید بر این کشور ببارد و از اینجا برود.
هوش مصنوعی: از این جشن بزرگ و باشکوه، خبری خوش و شگفتانگیز به دلها میرسد که مانند باران خوشبو و تازه، به زمین میبارد و زیبایی و سرزندگی را به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: پس از این، بر سرزمین ایران باران رحمت مانند باران شادیها خواهد بارید و این نعمت برکت و خوشبختی روزافزون را به همراه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: نور و زیبایی الهی از چهرهی زیبا میتابد و عظمت و شکوه سلطنت از قامت موزون و زیبا نمایان میشود.
هوش مصنوعی: هر روز زیبایی تازهای به این جهان میبخشد، چرا که به طور مداوم ابر سخاوتش بارشهای متفاوتی را نازل میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که از طریق مهارتهای بالای هنری و خلاقیت یک ملت، فضایل و دانش بزرگانی مانند رسطالیس و افلاطون همواره به وجود میآید و در جامعه شکوفا میشود. به تعبیر دیگر، پیشرفت هنر و دانش در یک کشور میتواند به رشد و بالندگی علم و حکمت انجامد.
هوش مصنوعی: طلای خالص از دستان سیمین او به قدری به زمین میریزد که گویی از گل سمن در باغ، برگهای درختان آذری بر زمین میافتد.
هوش مصنوعی: کفش او به دریا بلند میشود و بر سرش تاجی میدرخشد. از لبانش معجزهها جاری میشود و از قلمش جادو و سحر ریخته میشود.
هوش مصنوعی: بخشش و generosity پادشاه مانند باران است که زمین را سبز و آباد میکند؛ همانطور که باران در فصل گرم و در مرکز آن ناحیه میبارد و باعث شکوفایی و زندگی میشود.
هوش مصنوعی: اگر از خشم او قله قارن بلرزد و از دست او ذخایر قارون بریزد، نشاندهندهی قدرت و تأثیر اوست.
هوش مصنوعی: وقتی که ابر لطف و عدل خداوند بر سر این سرزمین ببارد، شادی و سرسبزی بر روی زمین مانند رنگهای زیبا و دلنشین میریزد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، برایت مبارک باشد تاج و تختت، چرا که چهره خوشطلعت تو برکت و سعادت بیپایانی را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی در این دوران که در دنیا هر لحظه حوادث از آسمان همچون باران بر مردم نازل میشود؟
هوش مصنوعی: میر دریادل با دلی شجاع، با قدرت و غیرت خود چنان فشار بر گردن فتنه وارد کرد که از شریان و گلویش خون جاری شد.
هوش مصنوعی: کسی که به وسیله تیغ و شمشیرش امنیت و راستی را برقرار میکند، تا قیامت از این آسمان کج و بیثبات در امان خواهد بود و از این گنبد گردان، نعمتها بر او نازل خواهد شد.
هوش مصنوعی: لبان زیبای او به درمان دلهای خسته تبدیل شده و گفتار او مردم را تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، اندیشهاش میتواند به پیدایش اصول و قواعد جدید منجر شود.
هوش مصنوعی: ای داور، مرا در سوگ و شادی این دو پادشاه گوهری که از خود در بیتهای زیبا میریزد، راهنمایی کن.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از لبان زیبارویان خندهای شاداب برخیزد، اشکی از چشمان مردم غمگین فرو نریزد.
هوش مصنوعی: هر لحظه برای برگزاری جشن شاهانه، از آسمان بارانی از گلهای مرواریدی بر پارچهی نرم و باکیفیت میبارد.
هوش مصنوعی: در نزدیک پادشاه بزرگ، رحمت و برکت به طور بیپایانی بر آرامگاه ناصرالدین میبارد و نعمتها به فراوانی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.