لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن

وین در به سر الماس نشاید سفتن

سوداست که می‌پزیم والله که عشق

بکر آمد و بکر هم بخواهد رفتن

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
مسعود سعد سلمان

با کس غم تو بیش نخواهم گفتم

وین در دو دیده هم نخواهم سفتن

مهر تو ز دل پاک بخواهم رفتن

بر بستر صبر خوش بخواهم خفتن

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
انوری

آیا گهر وصل تو یارم سفتن

راه تو امیدوار یارم رفتن

می‌روشن و حجره خالی و موسم گل

ای گلبن نو شکفته یارم گفتن

سعدی

من خاک درش به دیده خواهم رفتن

ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن

چون پای مگس که در عسل سخت شود

چندانکه برانی نتواند رفتن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه