تا به گلشن رفته ای بلبل به فریاد آمده
کآن که گل را بی وفایی می دهد یاد آمده
سرو را از بندگی سرو قدت آزاد کرد
در چمن زان رو خطابش سرو آزاد آمده
سلسله از بهر داد آویختندی پیش ازین
زلف او را سلسله از بهر بیداد آمده
می کشد عشق انتقام عاشق از هرکس که نیست
شاید این از قصه ی پرویز و فرهاد آمده
مژدهٔ قتلم مگر آورده قاصد از برش
زآن که غمگین رفت از پیش من و شاد آمده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. بلبل به سراغ گل رفته و فریاد میکند که ناپایداری عشق را به یاد آورده است. سرو نیز از بندگی آزاد شده و در چمن به او خطاب میشود. اشاره به زلف و بیدادی که در گذشته چیده شده، نشاندهنده این است که عشق گاهی به انتقام کشیده میشود. شاعر به مژدهای دربارهی قتل خود اشاره میکند، گویی قاصد خبرهایی از عشق غمگین و شاد آورده است. در کل، شعر نشاندهنده تنشها و پیچیدگیهای عشق و ناپایداری آن است.
هوش مصنوعی: بلبل به اینجا آمده و فریاد میزند چون تو به گلشن رفتهای و او به یاد کسی است که گل را ترک کرده و وفایی ندارد.
هوش مصنوعی: در باغ، مجسمهای از یک سرو رشد کرده که از بند و زنجیر رهایی یافته است. به همین خاطر، به او لقب «سرو آزاد» دادهاند.
هوش مصنوعی: در گذشته، مردم به خاطر عدالت و انصاف، زلفهای او را به عنوان نماد زیبایی و لطف به تصویر میکشیدند، اما اکنون این زلف به نشانه ظلم و ستم به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: عشق به گونهای انتقام میگیرد از هر کسی که نمیتواند محبت را درک کند، و شاید این موضوع به داستان پرویز و فرهاد برمی گردد.
هوش مصنوعی: قاصدی ممکن است خبر از کشته شدنم بیاورد، چرا که او با اندوه از پیش من رفت ولی با شادی بازگشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.