الهی از کَرَم تو همین چشم داریم و از لطف تو همین گوش داریم بیامُرز ما را که بس آلوده ایم به کردار خویش بس درمانده ایم به وقت خویش بس مغروریم به پندار خویش بس محبوسیم در سرای خویش باز خوان ما را بکَرم خویش بازده ما را باحسان خویش.
دل کیست که گوهری فشاند بی تو
یا تن که بود که ملک راند بی تو
واله که خود راه ندارد بی تو
جا ن زهره ندارد که بماند بی تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مناجات به نداشتن قدرت و توفیق انسان در برابر خداوند اشاره میکند و از او درخواست میکند که او را ببخشد. او به آلوده بودن انسان به کردار خویش و درماندگیاش در امر زندگی اذعان دارد و در عین حال به مغروری انسان در پندارهایش اشاره میکند. شاعر نیاز عمیق انسان به رحمت و کرم الهی را مطرح کرده و بیان میکند که بدون کمک و هدایت خداوند، هیچ چیز ارزشمندی وجود ندارد. در نهایت، وی از خداوند میخواهد که او را با نیکیهای خود بازگرداند و از قید و بندهای دنیوی رها کند.
هوش مصنوعی: خداوند، ما تنها به چشم و گوش تو نیازمندیم و از الطاف تو بهرهمند هستیم. ما را ببخش که به اعمال خود آلودهایم و در زمان خود درماندهایم. به خودبینیم مغروریم و در بند دنیای خود محبوس شدهایم. دوباره به ما توجه کن و از رحمت خود به ما عطا کن.
هوش مصنوعی: دل کیست که بی تو احساس ارزشمندی کند یا کسی که بدون تو بتواند کنترل دنیا را در دست بگیرد؟
هوش مصنوعی: عاشق به قدری دیوانه است که بدون تو نمیتواند راهی پیدا کند و زهرهای (از گلی زیبا) هم نمیتواند در absence تو دوام بیاورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.