خیالی بخارایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۲

خدا بتان جفا کیش را وفا بخشد

ندامت از ستم و توبه از جفا بخشد

تو را ز حُسن و ملاحت هر آنچه باید هست

ولی طریقهٔ مهر و وفا خدا بخشد

کرامتی به از این نیست زاهدا که کریم

مرا نیاز و تو را توبه از ریا بخشد

ز جور و کین تو باشد که ای رقیب مرا

خدای صبر دهد یا تو را حیا بخشد

امید و بیم خیالی از این دو بیرون نیست

که عشق او کُشدش از فراق یا بخشد