ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئی
نی نیست جای شکایت کاین است رسم نکوئی
ای داده دل به جدائی تا کی قرین جفائی
سوی صفا نگرانی راه وفا نپوئی
خواهم که بخت مساعد یاری کند به دو چیزم
یا ساده با لب جامی یا باده با لب جوئی