عنصری » رباعیات » شمارهٔ ۴۸

دیدار به دل فروخت نفروخت گران

بوسه با جان فروشد و هست ارزان

آری چو چنان ماه بُوَد بازرگان

دیدار به دل فروشد و بوسه به جان