پیرمردی را گفتند: چرا زن نکنی؟
گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد.
گفتند: جوانی بخواه چو مکنت داری.
گفت: مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست. پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد؟
پِرِ هَفتا ثَله جُونی میکُند
عَشْغِ مقْری وَ خُیْ بِنی چِشِ رُوشْت
زور باید نه زر، که بانو را
گَزَری دوستتر که ده من گوشت