عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۷۲

بی یادِ تو دل چو سایه در خورشید است

با یادِ تو در نهایتِ امّید است

هر تخم که در زمین دل کاشته‌ام

جز یاد تو تخمِ حسرتِ جاوید است