مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۷

سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟

دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟

بادهٔ او را نخورم ور نخورم پس کِه خورد؟

گر بخورم نقد و نیندیشم فردا، چه شود؟

بادهٔ او هم‌دل من، بام فلک منزل من

گر بگشایم پر خود، برپرم آن جا چه شود؟

دل نشناسم، چه بود؟ جان و بدن تا برود

غم نخورم، غم نخورم، غم نخورم تا چه شود؟